هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات عمیق عشق و جذبه‌های روحانی می‌پردازد. در آن از عناصری مانند باد سحرگاهی، زلف معشوق، بوی خوش، و درد عشق استفاده شده است. همچنین، اشاره‌ای به شهیدان عشق و رنج‌های ناشی از آن دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'بوی خون' و 'شهیدان غمت' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۴۱۳ - دوش باد سحری زلف تو می افشانید

دوش باد سحری زلف تو می افشانید
جان بدر میشد از آن حلقه که می جنبانید ۱

بافت بوی تو و چون زلف تو گردیده بسر
آنکه در مجلس ما مجمره می گردانید ۲

وعظ در مجلسیان هیچ نمی کرد اثر
درد مند نو زد آمی همه را گریانید ۳

آنهب افسون کنان پرسش دلها فرمود
ب انی بر سوختگیها نمکی افشانید ۴

دودها از خط و خال تو ز هر سه برخاست
پرتو روی تو نا باز کرا سوزانید ۵

بوی خون می دمد از خاک شهیدان غمت
این نه خونیست که با خاک توان پوشانید ۶

غمزه تا چند کنی رنجه به آزار کمال
که بصد تیغ نخواهد ز تو دل رنجانید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۲ - دوستانم سگ تو میخوانند
گوهر بعدی:شماره ۴۱۴ - دوش چشمم ز فراق تو به خون تر میشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.