هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف لحظات شاد و بیخیالی در کنار یار میپردازد و از عیش و نوش در جمع دوستان یاد میکند. او از غم و اندوه دوری میگوید و به جایگاه بالای عشق و دوستی در زندگی خود اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که هدف نهایی زندگی او همین لحظات شاد بوده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و توضیح دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۴۱۹ - دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود
دوشینه ازو کلبه ما شاه نشین بود
غمخانه درویش به از خلد برین بود ۱
هم دولت سلطانی و هم پایه شاهی
در بارگه عشرت ما عیش کمین بود ۲
حاجت بمی و نقل نبده مجلسیانرا
کان لب بشکر خنده هم آن بود ۳
از گوشه خاطر بنشاط نظر او
و همین بود اندیشه برون آمد و غم نیز بر این بود ۴
دل رفت به حیرت همه شب در سر آن زلف
کر طالع شوریده امیدش به چنین بود ۵
القصة بنظاره آن روی براندیم
عیشی که به از مملکت روی زمین بود ۶
من بعد کمال از اجل اندیشه ندارد
کز زندگیش غایت مقصود همین بود ۷
غمخانه درویش به از خلد برین بود ۱
هم دولت سلطانی و هم پایه شاهی
در بارگه عشرت ما عیش کمین بود ۲
حاجت بمی و نقل نبده مجلسیانرا
کان لب بشکر خنده هم آن بود ۳
از گوشه خاطر بنشاط نظر او
و همین بود اندیشه برون آمد و غم نیز بر این بود ۴
دل رفت به حیرت همه شب در سر آن زلف
کر طالع شوریده امیدش به چنین بود ۵
القصة بنظاره آن روی براندیم
عیشی که به از مملکت روی زمین بود ۶
من بعد کمال از اجل اندیشه ندارد
کز زندگیش غایت مقصود همین بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - دوشینه خیالت همه شب مونس ما بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.