هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی است که از زبان شاعر به مخاطب (دل) خطاب میشود و او را به بیداری، هوشیاری و آمادگی برای رسیدن به معشوق (که میتواند نمادی از خداوند یا عشق حقیقی باشد) دعوت میکند. شاعر از نشانههای رسیدن معشوق مانند نسیم عنایت، صبح سعادت و غبار برخاسته از خاک سخن میگوید و مخاطب را به نوشیدن جام وصال و حضور در شهر عشق فرا میخواند. همچنین، او از مخاطب میخواهد که از غفلت بپرهیزد و خود را به عنوان پیر و مرشد عالم بپذیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶۲۹ - دلا نسیم عنایت وزید حاضر باش
دلا نسیم عنایت وزید حاضر باش
رسید مژده که دلبر رسید حاضر باش ۱
به خفته شب محنت برو خبر برسان
بگو که صبح سعادت دمید حاضر باش ۲
ز خاک پاش غباری کز آن طرف برخاست
به دیده روشننی شد پدید حاضر باش ۳
ز جام وصل از آن قطرهها که جان افزاست
به کام جان تو خواهد چکیده حاضر باش ۴
به شهر عشق شب و روز عید باشد و سور
مباش غافل ازین سوره و عبد حاضر باش ۵
مکن ز پیر و مرید گذشت چندین یاد
تو پیری و همه عالم مرید حاضر باش ۶
کلید قل دل از هر دری مجری کمال
ز دیرباز نیست این کلید حاضر باش ۷
رسید مژده که دلبر رسید حاضر باش ۱
به خفته شب محنت برو خبر برسان
بگو که صبح سعادت دمید حاضر باش ۲
ز خاک پاش غباری کز آن طرف برخاست
به دیده روشننی شد پدید حاضر باش ۳
ز جام وصل از آن قطرهها که جان افزاست
به کام جان تو خواهد چکیده حاضر باش ۴
به شهر عشق شب و روز عید باشد و سور
مباش غافل ازین سوره و عبد حاضر باش ۵
مکن ز پیر و مرید گذشت چندین یاد
تو پیری و همه عالم مرید حاضر باش ۶
کلید قل دل از هر دری مجری کمال
ز دیرباز نیست این کلید حاضر باش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - دال زلف و الف قامت و بیم دهنش
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.