هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و حالات روحی خود سخن می‌گوید. او از خیال و وصال، باد و بیماری، زاهد و رندان، زلف و رخ، و دیگر نمادهای عرفانی و عاشقانه استفاده کرده است. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند ملال، دیوانگی، و کمال در عشق صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند دیوانگی و ملال نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.

شماره ۱۰۱۵ - خواهم بر تو بردن تن را که شد خیالی

خواهم بر تو بردن تن را که شد خیالی
باری برم خیالی چون نیستم وصالی ۱

ای باد کی گذارت زآن سو مجال باشد
بیماری و نباشد دانم ترا مجالی ۲

امروز نیست زاهد غافل ز حال رندان
کو را به هیچ وقتی وقتی نبود و حالی ۳

چون زلف و رخ نمودی کردم سؤال بوسه
دیدم تسلل دور آمد مرا سؤالی ۴

از زلف خویش دل را زنجیر کن مهیا
گر ابرویت نماید دیوانه را ملالی ۵

میخواست گل که خود را مالد برآن بناگوش
آن شوخ بی ادب را بایست گوشمالی ۶

همکاسه سگانت سازی من گدا را
گر کوزه گر بسازد از خاک من سفالی ۷

روی نو بر نتابد از زلف سایه ای هم
داری ز سایه خود از ناز کی ملالی ۸

دارد کمال با خود زلفش نرا مقید
دارند ماهرویان در دلبری کمالی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۴ - خرم آن دم که توأم مونس و همدم باشی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۶ - خواهی که به هیچ غم نمیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.