هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سودای معشوق خود سخن میگوید. او با توصیف زیباییهای معشوق، مانند چشمان مست، موهای بلند و رخسار خورشیدگونهاش، احساسات خود را بیان میکند. شاعر همچنین از تأثیر عمیق این عشق بر خود میگوید که او را تا حد خاک پست کرده و از بلندای خود انداخته است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴ - سری دارم ز سودای تو سر مست
سری دارم ز سودای تو سر مست
زمین را پای بوست میدهد دست ۱
به گوشم میرسد از هر زبانی
که با چشم تو آن را نسبتی هست ۲
ز دل بویی ندارد هر که جانش
که دیدم چشم مستش رفتم از دست ۳
نپندارم که جز پیش دهانت
بدان پیوسته ابرویت نپیوست ۴
دل از خورشید رخسار تو میسوخت
نشانی زاب حیوان در جهان هست ۵
همی زد سرو لاف از سر بلندی
به زیر سایه زلف تو بنشست ۶
همام از ذوق آن چون خاک شد پست
چو بالای بلندت دید بشکست ۷
زمین را پای بوست میدهد دست ۱
به گوشم میرسد از هر زبانی
که با چشم تو آن را نسبتی هست ۲
ز دل بویی ندارد هر که جانش
که دیدم چشم مستش رفتم از دست ۳
نپندارم که جز پیش دهانت
بدان پیوسته ابرویت نپیوست ۴
دل از خورشید رخسار تو میسوخت
نشانی زاب حیوان در جهان هست ۵
همی زد سرو لاف از سر بلندی
به زیر سایه زلف تو بنشست ۶
همام از ذوق آن چون خاک شد پست
چو بالای بلندت دید بشکست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - ترکم زمی مغانه سرمست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - نه باغ بود و نه انگور و هی نه باده پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.