هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و ستایش بی‌حد شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند خاک پای معشوق، غوغای جهان، ذرات غبار و... بیان می‌کند. او معشوق را بی‌همتا می‌داند و از عشق خود به او سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از تصاویر شاعرانه و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۷۳ - چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو

چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو
دولت چشمم بود گردی ز خاک پای تو ۱

روی بنمودی و غوغا در جهان انداختی
تا جهان باشد مبادا ساکن از غوغای تو ۲

روزگارم زاستخوان سر چو انگیزد غبار
چون سرم هر ذره یی دارد سر سودای تو ۳

لایق جان عزیزی در میان جان نشین
چشم و دل را چون کنم در آب و آتش جای تو ۴

سرو را روزی به بالای تو نسبت کرده ام
شرمساری می برم عمریست از بالای تو ۵

خوش بیاراید هوای نو بهاری روی گل
تا نماید دل ربایی چون رخ زیبای تو ۶

چشم من گوید به گل بیرون کن از سر این خیال
کی بود آن را که بیند روی او پروای تو ۷

آب اگر عکست نمودی آن نمودی بیش نیست
بود می باید نمودی کی بود همتای تو ۸

زاشک در پای خیالت گوهر افشان شد همام
گفت در چشم تو آید عقد گوهرهای تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - کشم نقد جان را به بازار او
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - پاک چشمانند مرد روی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.