هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین درباره عشقی نافرجام و دردهای ناشی از آن است. شاعر از دلبستگی، بیوفایی، تشنگی عشق و رنجهای روحی خود میگوید و با تصاویری مانند شمع، تیغ، و خون اشک، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'تیغ' و 'خون اشک' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۱۷ - دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
داغم ازین سپند که جا را نگه نداشت ۱
روشن نشد چراغ دل و دیده اش چو شمع
هر سر که زیر تیغ تو پا را نگه نداشت ۲
پنهان نگشت در دل صد چاک، راز عشق
این خانهٔ شکسته، هوا را نگه نداشت ۳
دریوزهٔ نگاهی از آن شاه داشتم
بگذشت سرگران و گدا را نگه نداشت ۴
لب تشنه تر ز غیرت عشقم به خون اشک
در دیده خاک آن کف پا را، نگه نداشت ۵
فرسود از اشتیاق سگت استخوان من
افسوس ازو،که حق وفا را نگه نداشت ۶
کلکت نشد خموش حزین ، در بهار و دی
این عندلیب مست، نوا را نگه نداشت ۷
داغم ازین سپند که جا را نگه نداشت ۱
روشن نشد چراغ دل و دیده اش چو شمع
هر سر که زیر تیغ تو پا را نگه نداشت ۲
پنهان نگشت در دل صد چاک، راز عشق
این خانهٔ شکسته، هوا را نگه نداشت ۳
دریوزهٔ نگاهی از آن شاه داشتم
بگذشت سرگران و گدا را نگه نداشت ۴
لب تشنه تر ز غیرت عشقم به خون اشک
در دیده خاک آن کف پا را، نگه نداشت ۵
فرسود از اشتیاق سگت استخوان من
افسوس ازو،که حق وفا را نگه نداشت ۶
کلکت نشد خموش حزین ، در بهار و دی
این عندلیب مست، نوا را نگه نداشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.