هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، مستی، و دلباختگی سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق، مستی ناشی از عشق، و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان سخن میراند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند منصور حلاج و مستی معنوی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و مفاهیم انتزاعی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۵۹ - خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد
خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد
بد مست تماشاست، به دیوانه درافتد ۱
سخت است تلاش دو زبردست، مبادا
می با نگه یار، حریفانه درافتد ۲
چشمش، به نگاهی ننوازد دل ما را
کی لایق برق است که با دانه درافتد؟ ۳
در هر رگ ما مستی منصور کند، خون
گر عکس رخ یار به پیمانه درافتد ۴
گو گردش پیمانه درین بزم ز غیرت
با چرخ تنک ظرف، حریفانه درافتد ۵
حیف است زبردست زند با همه کس دست
آن زلف نبایست که با شانه درافتد ۶
با چشم حزین این سخن از عشق بگویید
کی خواب به دام تو به افسانه درافتد؟ ۷
بد مست تماشاست، به دیوانه درافتد ۱
سخت است تلاش دو زبردست، مبادا
می با نگه یار، حریفانه درافتد ۲
چشمش، به نگاهی ننوازد دل ما را
کی لایق برق است که با دانه درافتد؟ ۳
در هر رگ ما مستی منصور کند، خون
گر عکس رخ یار به پیمانه درافتد ۴
گو گردش پیمانه درین بزم ز غیرت
با چرخ تنک ظرف، حریفانه درافتد ۵
حیف است زبردست زند با همه کس دست
آن زلف نبایست که با شانه درافتد ۶
با چشم حزین این سخن از عشق بگویید
کی خواب به دام تو به افسانه درافتد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۸ - از ما فلک دون چه به یغما بستاند؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶۰ - زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.