هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، ناپایداری دنیا، و تلاش انسان برای رسیدن به خواستههایش میپردازد. شاعر از عناصری مانند پیر مغان، جمشید، و طبیعت برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده کرده است. در نهایت، متن بر این نکته تأکید دارد که هرکس به اندازه همت خود بهرهمند میشود و دنیا ناعادلانه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
شماره ۳۶۱ - بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
پیر مغان مرا به ادب نام می برد ۱
جمشید را نگشته میسر ز جام خویش
کیفیتی، که خون دل آشام می برد ۲
مشت غبار ما ندهد گر فلک به باد
از ما به کوی یار، که پیغام می برد؟ ۳
با مهر و ذرّه پرتو فیض ازل یکی ست
هر کس به قدر همّت خود کام می برد ۴
یک قرص بیش در کف چرخ لئیم نیست
گر صبح می نهد به میان، شام می برد ۵
دل را فکنده عشق به میدان امتحان
گوی از میانه، زلف دلارام می برد ۶
تف باد بر دو رنگی دهر دنی حزین
کامی که داده است به ناکام می برد ۷
پیر مغان مرا به ادب نام می برد ۱
جمشید را نگشته میسر ز جام خویش
کیفیتی، که خون دل آشام می برد ۲
مشت غبار ما ندهد گر فلک به باد
از ما به کوی یار، که پیغام می برد؟ ۳
با مهر و ذرّه پرتو فیض ازل یکی ست
هر کس به قدر همّت خود کام می برد ۴
یک قرص بیش در کف چرخ لئیم نیست
گر صبح می نهد به میان، شام می برد ۵
دل را فکنده عشق به میدان امتحان
گوی از میانه، زلف دلارام می برد ۶
تف باد بر دو رنگی دهر دنی حزین
کامی که داده است به ناکام می برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.