هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از گیرایی معشوق، رنج‌های عشق، و ناتوانی در رهایی از دام عشق سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند غیرت، حیرت، و زیبایی معشوق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارات استفاده‌شده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

شماره ۳۸۹ - به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد

به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
به شوخی جاده را از آرمیدن باز می دارد ۱

رهایی کی توان از پنجهٔ گیرای صیّادی؟
که تیغش خون ما را از چکیدن باز می دارد ۲

گران افتاد از بس پلّهٔ تمکین، خرامش را
دل بی طاقتم را از تپیدن باز می دارد ۳

من دیدار بین با دورباش غمزه چون سازم؟
نگه را از سر مژگان رسیدن باز می دارد ۴

ز هر سو بس که رنگ جلوه ریزد جذبهٔ لیلی
دل وحشی صفت را از رمیدن باز می دارد ۵

بنازم حیرت نظّارهٔ حسنی که اشکم را
چو آب تیغ از مژگان چکیدن باز می دارد ۶

به یکبار از دو عالم قطع دندان طمع کردن
لب افسوسیان را ازگزیدن باز می دارد ۷

لطافت بس که می جوشد ز پیکان خدنگ او
دهان زخم دل را از مکیدن باز می دارد ۸

ز بس غیرت گره گردیده در خاطر سپندم را
نفس را از دل سوزان، کشیدن باز می دارد ۹

حزین ، از غیرت عشقیم محو یوسفستانی
که حیرت تیغ را ازکف بریدن باز می دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۸ - حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
گوهر بعدی:شماره ۳۹۰ - خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.