هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و فراموشی یار می‌نالد. او از وعده‌های وصال ناکام مانده و دلش از انتظار خونین است. طبیعت و عناصر آن مانند گل، برق، و موج، همگی یادآور داغ دل او هستند. غم فراق و بی‌قراری عاشقانه، موضوع اصلی این اشعار است.
رده سنی: 15+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است با احساسات آنان همخوانی نداشته باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، فهم متن را برای گروه سنی پایین‌تر مشکل می‌کند.

شماره ۴۰۳ - دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد

دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد
هر کار کرد، یار فراموشکار کرد ۱

از وعدهٔ وصال، غم از دل نمی رود
نتوان به بوی باده علاج خمار کرد ۲

گل گل شکفت داغ تو از دامن دلم
این دشت برق تاخته آخر بهار کرد ۳

می کرد کاش چارهٔ بی تابی مرا
مشّاطه ای که زلف تو را تابدار کرد ۴

از دل نمی رود به وصال ابد برون
خونی که در دلم ستم انتظار کرد ۵

با بی قراری دل عاشق چه می کند؟
حسنی که آب آینه را موج دار کرد ۶

در دیده بس که برق نگاه تو گرم بود
اشک مرا به دامن مژگان شرار کرد ۷

یاد تو بس که می گذرد گرم از دلم
چون برگ لاله سینهٔ من داغدار کرد ۸

هرگز خدنگ چرخ ز صیدی خطا نشد
این حلقهٔ کمان چقدرها شکار کرد ۹

موج تبسّم خوش آن غنچه لب حزین
داغ دل مرا گل صبح بهار کرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - نکهت زلف تو را شمال ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.