هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا و پراحساس از معشوق و جمال او ارائه می‌دهد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آینه، گیسوی سمن‌بو، سرو و شمشاد، قد دلجوی معشوق را ستایش می‌کند. او از نرگس جادویی، خورشید جمال و مه روی معشوق سخن می‌گوید و عشق خود را به او ابراز می‌دارد. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که همه چیز در جهان تجلی‌ای از معشوق است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۶۷۹ - صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم

صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم
شب گردهٔ گیسوی سمن بوی تو دیدیم ۱

نه سرو شناسیم درین باغ، نه شمشاد
ما جلوه پرستان قد دلجوی تو دیدیم ۲

تا چشم کند کار سواد دو جهان را
یک گردشی از نرگس جادوی تو دیدیم ۳

جان مطلع خورشید جمال تو نوشتیم
دل مشرق انوار مه روی تو دیدیم ۴

آن روز که پا در حرم عشق نهادیم
سرها همه را خاک سر کوی تو دیدیم ۵

آمد چو عیان، نیست دگر جای بیان را
بستیم زبان، چشم سخن گوی تو دیدیم ۶

پروای جهت نیست دل یک جهتان را
در هر جهتی قبلهٔ ابروی تو دیدیم ۷

زان پیش که در زلف تجلّی شکن افتد
دلها همه را درشکن موی تو دیدیم ۸

در دیر و حرم قبلهٔ مقصود تویی تو
ذرّات جهان را همه رو سوی تو دیدیم ۹

نی نی غلطم، ذرّه چه و مهر کدام است؟
ما غیر ندیدیم، عیان روی تو دیدیم ۱۰

تنها نه حزین است درین باغ نواسنج
هر برگ به گلبانگ هیاهوی تو دیدیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۸ - در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۰ - من آن غارتگر جان می پرستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.