خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و فلسفی، به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و نیز پرسشهایی درباره سرنوشت، زندگی و مرگ میپردازد. شاعر از نگاه معشوق، جنبش مژگانش و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و همچنین به مفاهیمی چون مهر، سرنوشت، زندگی تلخ و حسرت پرواز اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «زندگی تلخ» و «حسرت پرواز» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۷۶۲ - چشمت از ناز نبستهست در راز به من
چشمت از ناز نبستهست در راز به من
رسد از جنبش مژگان تو آواز به من ۱
مهر را ذره ناچیز نمی گردد بار
چون خریدی مده ای شوخ، مرا باز به من ۲
سرنوشت دلم از داغ سویدا پیداست
روشن انجام شد از نقطهٔ آغاز به من ۳
شهد بی منّت کوثر نسب مرگ کجاست؟
تا به کی زندگی تلخ، کند ناز به من؟ ۴
نیست احسان کمی ای فلک تنگ فضا
این که نگذاشته ای حسرت پرواز به من ۵
به ادای سخنم گوش نگهدار حزین
چشم جادو نگه، آموخته اعجاز به من ۶
رسد از جنبش مژگان تو آواز به من ۱
مهر را ذره ناچیز نمی گردد بار
چون خریدی مده ای شوخ، مرا باز به من ۲
سرنوشت دلم از داغ سویدا پیداست
روشن انجام شد از نقطهٔ آغاز به من ۳
شهد بی منّت کوثر نسب مرگ کجاست؟
تا به کی زندگی تلخ، کند ناز به من؟ ۴
نیست احسان کمی ای فلک تنگ فضا
این که نگذاشته ای حسرت پرواز به من ۵
به ادای سخنم گوش نگهدار حزین
چشم جادو نگه، آموخته اعجاز به من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۱ - بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۷۶۳ - نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.