هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و هجران معشوق خود می‌گوید. او با توصیف زیبایی‌های معشوق و درد فراق، احساسات خود را بیان می‌کند. اشک‌ها، غم، و یادآوری لحظات عاشقانه از مضامین اصلی این شعر است. در نهایت، معشوق به او دلداری می‌دهد و شاعر امیدوار به آینده می‌شود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

شماره ۸۱۰ - دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده

دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
کان ماه به شهر آمد، گرد سفر آلوده ۱

از خیل تماشایی، گردش حشری پویان
آیینهٔ رخسارش، نور نظر آلوده ۲

گرد خط مشکینش، چون کحل سلیمانی
خال لب نوشینش، مور شکر آلوده ۳

گلرنگ ز تاب می، رخسار سمن فامش
وز رشح گلاب خوی، دامان و بر آلوده ۴

در خون غم آشامان، دامن چوگل آغشته
وز صاف می لعلی، یاقوت تر آلوده ۵

در نافهٔ هر جعدش، چین و ختنی پنهان
در غالیهٔ گیسو، سر تا کمر آلوده ۶

بودم ز تب هجران، افتاده به راه او
داغم جگر افشرده، اشکم شرر آلوده ۷

افراشت به بالینم، شمشاد خرامان را
ناگه ز دلم سر زد آهی اثر آلوده ۸

بنشست وگرفت آن مه، از مهر در آغوشم
چون نقش قدم بودم، خاک گذر آلوده ۹

از اشک فرو شستم، اندام غبار آگین
کز من نشود ناگه، آن دوش و برآلوده ۱۰

دید از شب هجر خود، چون گریه ی تلخم را
بگشود به دلداری، لعل شکر آلوده ۱۱

گفتا که نظر بگشا، بر زلف و بناگوشم
گر زانکه ندیدستی، شام سحر آلوده ۱۲

از شکر جفای ما، کام ار نکنی شیرین
از شکوه مکن باری، لب را دگر آلوده ۱۳

گفتم که غمین مپسند امروز حزینت را
فرداست که از خونش دیوار و در آلوده ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۹ - خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
گوهر بعدی:شماره ۸۱۱ - مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.