هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان یک فرد مست و رند بیان میشود. شاعر از عشق، شراب، مستی، و دوری از عقل و نصیحت سخن میگوید. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل اشاره میکند و از اهمیت استفاده از فرصتهای زندگی میگوید. همچنین، او از تنهایی و خاموشی پس از رفتن رندان سخن میگوید و بر اهمیت عشق و وفا تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و شراب ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۸۳۳ - من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
وین عقل نصیحت گر، مغلوب شراب اولی ۱
در خرقه نمی گنجم، با سبحه نمی سازم
ایام بهار آمد، ساقی می ناب اولی ۲
بی عشق چه فیض آخر، از عمر توان بردن
هر جاکه دلی باشد، زان طره به تاب اولی ۳
از برق جلال آمد، گلگونه جمالش را
نظارهٔ حسن او، در عین عتاب اولی ۴
رندان قلندروش، از بزم برون رفتند
محفل چو شود خالی، خاموشی و خواب اولی ۵
تا عمر بود بستان، از ساقی ما جامی
فرصت چو رود از دست، ای دوست شتاب اولی ۶
این دل که حزین دارد، از خیل وفاکیشان
از آتش عشق او، در سینه کباب اولی ۷
وین عقل نصیحت گر، مغلوب شراب اولی ۱
در خرقه نمی گنجم، با سبحه نمی سازم
ایام بهار آمد، ساقی می ناب اولی ۲
بی عشق چه فیض آخر، از عمر توان بردن
هر جاکه دلی باشد، زان طره به تاب اولی ۳
از برق جلال آمد، گلگونه جمالش را
نظارهٔ حسن او، در عین عتاب اولی ۴
رندان قلندروش، از بزم برون رفتند
محفل چو شود خالی، خاموشی و خواب اولی ۵
تا عمر بود بستان، از ساقی ما جامی
فرصت چو رود از دست، ای دوست شتاب اولی ۶
این دل که حزین دارد، از خیل وفاکیشان
از آتش عشق او، در سینه کباب اولی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۲ - چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
گوهر بعدی:شماره ۸۳۴ - زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.