هوش مصنوعی:
شاعر از عدم رسیدن پیام و شراب به یارش شکایت دارد و بیان میکند که دلش در حیرانی مانده و امیدش برآورده نشده است. این متن احساس ناامیدی و دوری از معشوق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به شراب (به عنوان نماد) است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد.
شماره ۱۴۹ - قاصد سخنی از لب یارم نرسانید
قاصد سخنی از لب یارم نرسانید
ته جرعه شرابی، به خمارم نرسانید ۱
دل داشت به حیرانی، ازبن بیشتر امّید
آواره ز خود کرد و به یارم نرسانید ۲
ته جرعه شرابی، به خمارم نرسانید ۱
دل داشت به حیرانی، ازبن بیشتر امّید
آواره ز خود کرد و به یارم نرسانید ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - نقاب آنجا که از رخسارهٔ جانانه برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - آن قدر کرد تپیدن که به آرام رساند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.