هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از عشق، دل‌باختگی، رنج‌های عشقی و مفاهیم عمیق احساسی سخن می‌گوید. از تشبیهات و استعارات زیبایی مانند زلف یار، چاه ذقن، یوسف و پیراهن، و دیگر عناصر ادبی برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به خوبی درک شوند.

شماره ۴۳ - مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد

مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
دلی گم کرده امیدی بر آن چاه ذقن دارد ۱

سرآمد عمر دل در چین زلفش همچنان باقی
غریب آری بشهری گر رود دل در وطن دارد ۲

یمین الله بر این گر تن دهد پیراهن نازش
توان گفتن که صد یوسف درون پیرهن دارد ۳

گر از من سرگران دارد نگار گلرخم شاید
ز سوی زلف پرچین نسبتی با نسترن دارد ۴

بناز ای کوه غم کز تیشه آهم سمر گشتی
که اینصیت و صدا را بیستون از کوهکن دارد ۵

ندارد شهر سنگی در خور دیوانه عشقش
بطفلان گو دل شیدا سر دشت و دمن دارد ۶

نه مرداست آنکه از دست غمت چون پیرزن نالد
که گر زخمی بدل دارد زشست تیر زن دارد ۷

قدشرا باغبان گر نارون گفتم مرنج از من
که منتها بر این گر سرنهد بر نارون دارد ۸

الا ای شوخ فرزانه مزن آنموی را شانه
که صد زنجیر دیوانه بهرچین و شکن دارد ۹

دلا بکر سخن در گور کن کاینچارگان مادر
زنو زادن سترون گشت و هفت آباء عنن دارد ۱۰

چو ققنس سوزد ار بر خود عجب نبود بسی نیر
وزین الحان گوناگون که در دل طبع من دارد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲ - چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.