هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق می‌پردازد. او از فراق و دل‌سوختگی خود می‌گوید و ترس از رسیدن به کام دل دشمن را دارد. شاعر از بی‌کسی و تشنگی عشق شکایت می‌کند و امیدوار است که روزی درد و غمش پایان یابد. در نهایت، او به آینده‌ای روشن امید بسته است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دل‌سوختگی و اشتیاق شدید نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۹۷ - من سرو ندیدم که به بالای تو ماند

من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
بالای تو سروی ست که گل می شکفاند ۱

مگذار که این عاشق دلسوخته بی تو
یک لحظه بماند که به یک لحظه نماند ۲

ترسم که به کام دل دشمن بنشینم
تا آن که فلک با تو به کامم بنشاند ۳

فریاد که از تشنگی ام جان به لب آمد
کس نیست که آبی به لب تشنه چکاند ۴

ترسم که یک امشب که تو در خانه مایی
از بوی سر زلف تو همسایه بداند ۵

فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو
فریاد رسی نیست که دادم بستاند ۶

وقت است که بیدار شود دیده بختم
وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند ۷

دیوانه در سلسله گر بوی تو یابد
دیوانه شود سلسله در هم گسلاند ۸

مشتاق پریشان که دلش پیش تو باشد
خواهد که کند صبر ولیکن نتواند ۹

آسان شود این مشکل و روشن شود این شب
کاحوال جهان جمله به یک حال نماند ۱۰

مانند جلال آنکه به سختی بنهد دل
هم عاقبتش بخت به مقصود رساند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۶ - باده بیاور که نوبهار آمد
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - سرو را خطه کمال نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.