هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق، درد فراق، و ارزشهای معنوی مانند کرامت و کرم سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که عشق واقعی با رنج و زخم همراه است و تنها کسانی که از سر صدق قدم برمیدارند، به مقصود میرسند. همچنین، او از اهمیت پنهان نگه داشتن رازهای عشق و دوری از ظاهرپرستی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۲ - در ره کعبه مقصود و بیابان حرم
در ره کعبه مقصود و بیابان حرم
هر که از سر نکند پای زهی سست قدم ۱
زندگی با الم و زخم نخواهد مجروح
گر کشی عین کرامت بود و محض کرم ۲
نبرد خواب مرا هیچ شب از دست خیال
دوست در پیش نظر چون بنهم دیده به هم ۳
می نوشتم صفت شوق تو بر لوح درون
آتشی خاست که نه لوح بماند و نه قلم ۴
من که با دوست نشستم به مراد دل خویش
اگرم جمله جهان دشمن جانند چه غم ۵
حیف باشد که کسی محرم این راز شود
نیست با درد تو دل در حرم جان محرم ۶
صنما روی بپوشان ز نظرها ورنه
بیم آنست که مردم بپرستند صنم ۷
من که در خاک سر کوی تو مسکن دارم
فارغ از گلشن فردوسم و گلزار ارم ۸
هر که با درد تو خوش گشت نجوید درمان
دل که با زخم تو خو کرد نخواهد مرهم ۹
چون ببینم دهن تنگ ترا بیم بود
که به یک آه کنم عالم موجود عدم ۱۰
چشم و دل لایق آن نیست که جای تو بود
تنگنایی ست پر از آتش و جایی پُرنم ۱۱
دعوی عشق هر آن کس که کند همچو جلال
مدّعی باشد اگر هیچ بنالد ز الم ۱۲
هر که از سر نکند پای زهی سست قدم ۱
زندگی با الم و زخم نخواهد مجروح
گر کشی عین کرامت بود و محض کرم ۲
نبرد خواب مرا هیچ شب از دست خیال
دوست در پیش نظر چون بنهم دیده به هم ۳
می نوشتم صفت شوق تو بر لوح درون
آتشی خاست که نه لوح بماند و نه قلم ۴
من که با دوست نشستم به مراد دل خویش
اگرم جمله جهان دشمن جانند چه غم ۵
حیف باشد که کسی محرم این راز شود
نیست با درد تو دل در حرم جان محرم ۶
صنما روی بپوشان ز نظرها ورنه
بیم آنست که مردم بپرستند صنم ۷
من که در خاک سر کوی تو مسکن دارم
فارغ از گلشن فردوسم و گلزار ارم ۸
هر که با درد تو خوش گشت نجوید درمان
دل که با زخم تو خو کرد نخواهد مرهم ۹
چون ببینم دهن تنگ ترا بیم بود
که به یک آه کنم عالم موجود عدم ۱۰
چشم و دل لایق آن نیست که جای تو بود
تنگنایی ست پر از آتش و جایی پُرنم ۱۱
دعوی عشق هر آن کس که کند همچو جلال
مدّعی باشد اگر هیچ بنالد ز الم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - وقت است که در بر رخ اغیار ببندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.