هوش مصنوعی:
این شعر از همدلی و وحدت میان موجودات و انسانها سخن میگوید. همه مانند مرغان خوشالحان، همزبان و همدم هستند و در عین حال، رنجها و شادیهای مشترکی دارند. شاعر به وحدت در عشق، رنج و مستی اشاره میکند و تأکید میکند که همه در حقیقت یکی هستند، مانند مجنونهای بیابان. همچنین، از قناعت و پذیرش سرنوشت سخن میگوید و نشان میدهد که همه در نهایت به یکدیگر پیوند خوردهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، مانند وحدت وجود و پذیرش رنج، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۲۲۹ - ما اسیران همه مرغان خوشالحان همیم
ما اسیران همه مرغان خوشالحان همیم
همزبان نفس و همدم بستان همیم ۱
جمع گردیده به یکجا همه چون رشته شمع
همه دلسوز هم و سر به گریبان همیم ۲
همه خاک ته میخانه یک میکدهایم
همه سرشار ز یک باده و مستان همیم ۳
میکند عکس یکی جلوه در آیینه ما
چشم بگشوده به روی هم و حیران همیم ۴
لیلی ما همه در عالم معنی است یکی
در حقیقت همه مجنون بیابان همیم ۵
جان سپردن به خموشی ز هم آموختهایم
عشقبازان همه شاگرد دبستان همیم ۶
تیرهبختان همه از آتش هم میسوزند
همه آتشنفسان برق نیستان همیم ۷
عندلیب و من و پروانه نداریم نزاع
آخر این قوم جگرسوخته یاران همیم ۸
پشت ما نیست خم از منت دونان چو کمان
راست چون تیر به کیش هم و قربان همیم ۹
چشمسیریم و نداریم امیدی به کسی
ما فقیران همه قانع به لب نان همیم ۱۰
نشود یک سر مو جمع دل ما قصاب
بسکه ما طایفه چون زلف پریشان همیم ۱۱
همزبان نفس و همدم بستان همیم ۱
جمع گردیده به یکجا همه چون رشته شمع
همه دلسوز هم و سر به گریبان همیم ۲
همه خاک ته میخانه یک میکدهایم
همه سرشار ز یک باده و مستان همیم ۳
میکند عکس یکی جلوه در آیینه ما
چشم بگشوده به روی هم و حیران همیم ۴
لیلی ما همه در عالم معنی است یکی
در حقیقت همه مجنون بیابان همیم ۵
جان سپردن به خموشی ز هم آموختهایم
عشقبازان همه شاگرد دبستان همیم ۶
تیرهبختان همه از آتش هم میسوزند
همه آتشنفسان برق نیستان همیم ۷
عندلیب و من و پروانه نداریم نزاع
آخر این قوم جگرسوخته یاران همیم ۸
پشت ما نیست خم از منت دونان چو کمان
راست چون تیر به کیش هم و قربان همیم ۹
چشمسیریم و نداریم امیدی به کسی
ما فقیران همه قانع به لب نان همیم ۱۰
نشود یک سر مو جمع دل ما قصاب
بسکه ما طایفه چون زلف پریشان همیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۸ - تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۰ - شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.