شماره ۱۹۰ - داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
آن را که کرده تنگدل آن شوخ سنگدل ۱
خوشرنگ و بو گلی که ز گلچین و باغبان
گیرد به بوی جان و ستاند به رنگ دل ۲
تا در عراق شهره شد آن بت به دلیری
دیگر نداد کس به بتان فرنگ دل ۳
دل می برد به جنگ ز عشاق و غیر او
هرگز کسی نبوده ز عاشق به جنگ دل ۴
زان بنگرد به ناز و شتابان رود به راه
تا گیرد از نظارگیان بی درنگ دل ۵
نگذارد آنکه زمزمه ی دل شنیده است
بر بانگ نای گوش و به آواز چنگ دل ۶
مردن رفیق بر در او به که دور از او
دادن به عار جان و نهادن به ننگ دل ۷
آن را که کرده تنگدل آن شوخ سنگدل ۱
خوشرنگ و بو گلی که ز گلچین و باغبان
گیرد به بوی جان و ستاند به رنگ دل ۲
تا در عراق شهره شد آن بت به دلیری
دیگر نداد کس به بتان فرنگ دل ۳
دل می برد به جنگ ز عشاق و غیر او
هرگز کسی نبوده ز عاشق به جنگ دل ۴
زان بنگرد به ناز و شتابان رود به راه
تا گیرد از نظارگیان بی درنگ دل ۵
نگذارد آنکه زمزمه ی دل شنیده است
بر بانگ نای گوش و به آواز چنگ دل ۶
مردن رفیق بر در او به که دور از او
دادن به عار جان و نهادن به ننگ دل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - باور کس نشود قصه ی بیماری دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.