هوش مصنوعی:
نویسنده در این متن از درد دوری و مشتاقی یاران قدیمی مینویسد و از خستگی و بیخوابی در ماه رمضان شکایت میکند. او از ناتوانی در انجام اعمال معنوی مانند تلاوت قرآن و دعای سحر ابراز ندامت میکند و امیدوار است که در لیالی قدر مورد توجه قرار گیرد. همچنین، به تغییر قلم در اثر خستگی اشاره میکند و از گذر سریع زمان بدون دستاورد معنوی اظهار تأسف مینماید.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۸۶ - نامة ای است دوستانه
به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی
۱
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنی ها گفتمی ۲
مدتی است که خامة عنبرین شمامه وقایع نگار بلاغت شعار، رسم فراموشکاری پیش گرفته، یاد یاران قدیم و مخلصان صافی چنان نمیکند. یاد یاران یار را ممنون کند، میمون بود پینکی سحرهای رمضان است که خبط و خطا در تحریرات میشود رحم الله الجلایر. ۳
شب مهتاب کاغذها نویسد
کند هر جا غلط فی الفور لیسد ۴
بحث خواهید داشت که چرا با این قلم جلی نوشته ام، بلی وارد است؛ اما از تحیر شب ها تا صبح غافلید، که شما در اروسی شمالی استراحت داشتید و بنده تا وقتی که مراد برای وضو بر سر حوض می آمد نشسته بودم. تغییر قلم هنگام کلال و خستگی مثل عوض کردن اسب های یدک است در طول منزل ها و امتداد مسافت ها. آلان طوری بی خواب و بی تایم که اگر نه شوق شما بود یک حرف نوشتن قادر نبودم. ۵
همچو انعام تا کی از خور خواب
نوبت فاتحه است والانعام ۶
امان از خستگی و بی خوابی که رمضان هم علاوه علت شده، آلان هلاکم، کاش آن قدر شاعر و قادر بودم که یک حزب قرآن تلاوت کنم، یا دعای سحر بخوانم، بالمره و سلک غافلین نمانم. پس فردا باید مرد، این ماه رمضان هم گذشت و هیچ کار نکردیم بقول زهیر مصری: ۷
ذالعام مضی ولیت شعری
هل یحصل فی رضاک قابل ۸
عمر کوته بین و امید دراز، خدا وجود شما را بسلامت دارد. ان شاءالله تعالی مخلص مهجور را در لیالی قدر از خاطر فراموش نفرموده اید. ۹
مگر صاحبدلی روزی برحمت
کند در حق این مسکین دعایی ۱۰
والسلام ۱۱
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنی ها گفتمی ۲
مدتی است که خامة عنبرین شمامه وقایع نگار بلاغت شعار، رسم فراموشکاری پیش گرفته، یاد یاران قدیم و مخلصان صافی چنان نمیکند. یاد یاران یار را ممنون کند، میمون بود پینکی سحرهای رمضان است که خبط و خطا در تحریرات میشود رحم الله الجلایر. ۳
شب مهتاب کاغذها نویسد
کند هر جا غلط فی الفور لیسد ۴
بحث خواهید داشت که چرا با این قلم جلی نوشته ام، بلی وارد است؛ اما از تحیر شب ها تا صبح غافلید، که شما در اروسی شمالی استراحت داشتید و بنده تا وقتی که مراد برای وضو بر سر حوض می آمد نشسته بودم. تغییر قلم هنگام کلال و خستگی مثل عوض کردن اسب های یدک است در طول منزل ها و امتداد مسافت ها. آلان طوری بی خواب و بی تایم که اگر نه شوق شما بود یک حرف نوشتن قادر نبودم. ۵
همچو انعام تا کی از خور خواب
نوبت فاتحه است والانعام ۶
امان از خستگی و بی خوابی که رمضان هم علاوه علت شده، آلان هلاکم، کاش آن قدر شاعر و قادر بودم که یک حزب قرآن تلاوت کنم، یا دعای سحر بخوانم، بالمره و سلک غافلین نمانم. پس فردا باید مرد، این ماه رمضان هم گذشت و هیچ کار نکردیم بقول زهیر مصری: ۷
ذالعام مضی ولیت شعری
هل یحصل فی رضاک قابل ۸
عمر کوته بین و امید دراز، خدا وجود شما را بسلامت دارد. ان شاءالله تعالی مخلص مهجور را در لیالی قدر از خاطر فراموش نفرموده اید. ۹
مگر صاحبدلی روزی برحمت
کند در حق این مسکین دعایی ۱۰
والسلام ۱۱
تعداد ابیات: ۵
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۵ - به یکی از دوستان نوشته است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۷ - خطاب به میرزا صادق مروزی وقایع نگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.