هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و وطنی است که از عناصر طبیعت و نمادهای عرفانی مانند باده، میخانه، شمشیر و شهیدان استفاده می‌کند تا مفاهیمی مانند عشق به وطن، فداکاری و جستجوی معنی را بیان کند. شاعر از زبان نمادین برای اشاره به دردها و آرزوهای جامعه استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین اشاره‌های غیرمستقیم به خشونت (شمشیر، شهیدان) و مفاهیم عرفانی مانند باده و میخانه نیاز به درک بالاتری دارد.

غزل ۱۲ - چشمت بفسون بسته غزالان ختن را

چشمت بفسون بسته غزالان ختن را
آموخته طوطی ز نگاه تو سخن را ۱

پیداست که احوال شهیدانش چه باشد
جائیکه بشمشیر ببرند کفن را ۲

معلوم شد از گریه ابرم که درین باغ
جز باده بکف نیست هوادار چمن را ۳

آب دم تیغت چو بخاطر گذرانم
خمیازه کند باز لب زخم کهن را ۴

هر شمع که روشنتر از آن نیست درین بزم
روشن کند آخر ز وفا چشم لگن را ۵

میخانه نشینیم نه از باده پرستیست
از دل نتوان کرد برون حب وطن را ۶

بی سینه روشن رخ معنی ننماید
آئینه همین است عروسان سخن را ۷

زاهد نبرد نام کلیم، این ادبش بس
اول اگر از باده نشستست دهن را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱ - نیلگون شد فلک از تیرگی اختر ما
گوهر بعدی:غزل ۱۳ - بند از زنجیر نتوان کرد دل وارسته را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.