هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند انتقاد از دیگران، عزلت و تنهایی، جستجوی کمال، ناملایمات زندگی، و رابطهی انسان با جهان میپردازد. شاعر از زبان استعارهها و تصاویر زیبا برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۱ - آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسنست
آنکه زخمی از زبان او نخوردم سوسنست
وانکه بر عیبم ندوزد چشم بدبین سوزنست ۱
رخصت سیر جهان می خواستم از عقل، گفت
اهل عزلت را سفر از یاد مردم رفتنست ۲
تا شکست کاملان جستن هنر گردیده است
عیب جوی طلعت خورشید چشم روزنست ۳
عمرها با تیره روزی ساختم تا اینزمان
خلوتم را شمع کافوری بیاض گردنست ۴
نه فلک در پیش چشم اهل همت خرمنیست
هر که کام از آسمان جوید گدای خرمنست ۵
هر کجا شور جنون ما را ببازار آورد
سنگ مانند ترازو خانه زاد دامنست ۶
دل که شد سلطان تن خیل و حشم دارد زاشک
از شرر باشد سپاهش هر که میر گلخنست ۷
آه سرد از حسرت روغن چراغم می کشد
ساز و برگ روزم از سامان شبها روشنست ۸
در دیار فقر کانجا جوشن از عریان تنی است
حامی شمع از خطر فانوس بی پیراهنست ۹
نسبت ما با جفاهایش کلیم امروز نیست
تیغ بیداد و دل ما هر دو از یک آهنست ۱۰
وانکه بر عیبم ندوزد چشم بدبین سوزنست ۱
رخصت سیر جهان می خواستم از عقل، گفت
اهل عزلت را سفر از یاد مردم رفتنست ۲
تا شکست کاملان جستن هنر گردیده است
عیب جوی طلعت خورشید چشم روزنست ۳
عمرها با تیره روزی ساختم تا اینزمان
خلوتم را شمع کافوری بیاض گردنست ۴
نه فلک در پیش چشم اهل همت خرمنیست
هر که کام از آسمان جوید گدای خرمنست ۵
هر کجا شور جنون ما را ببازار آورد
سنگ مانند ترازو خانه زاد دامنست ۶
دل که شد سلطان تن خیل و حشم دارد زاشک
از شرر باشد سپاهش هر که میر گلخنست ۷
آه سرد از حسرت روغن چراغم می کشد
ساز و برگ روزم از سامان شبها روشنست ۸
در دیار فقر کانجا جوشن از عریان تنی است
حامی شمع از خطر فانوس بی پیراهنست ۹
نسبت ما با جفاهایش کلیم امروز نیست
تیغ بیداد و دل ما هر دو از یک آهنست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰ - دل که چون نرگس مستت بشراب افتادست
گوهر بعدی:غزل ۸۲ - از من غبار بسکه بدلها نشسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.