هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنویت، ناپایداری دنیا، و ارزش واقعی انسان میپردازد. شاعر از بیثباتی دنیا، ناشناخته بودن مقصد نهایی، و اهمیت عشق و دوستی سخن میگوید. همچنین، به جستجوی حقیقت و ارزش واقعی انسان در میان ناباوریها و نادانیهای جهان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۴ - روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاست
روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاست
تیر از چه افکنی چو ندانی نشان کجاست ۱
در کوی دوست باش و مفید بجا مشو
پروانه را بباغ جهان آشیان کجاست ۲
مسند نشین بزم جهان بی تکلیفست
کاگه نشد که صدر کدام آستان کجاست ۳
صد بار دل ز همرهی زلف تا کمر
رفت و نشان نیافت که موی میان کجاست ۴
هر کس بحرف و صورت گرفت از تو کام خویش
ای روزگار قسمت این بیزبان کجاست ۵
صیاد آرزو بهوای تو پیر شد
ای طایر مراد ترا آشیان کجاست ۶
هرکس شناخت قدر مرا، قیمتم شکست
گوهرشناس بیغرضی در جهان کجاست ۷
امشب که یار مست بود در برت، کلیم
لب بر لبش گذار و ببین آن دهان کجاست ۸
تیر از چه افکنی چو ندانی نشان کجاست ۱
در کوی دوست باش و مفید بجا مشو
پروانه را بباغ جهان آشیان کجاست ۲
مسند نشین بزم جهان بی تکلیفست
کاگه نشد که صدر کدام آستان کجاست ۳
صد بار دل ز همرهی زلف تا کمر
رفت و نشان نیافت که موی میان کجاست ۴
هر کس بحرف و صورت گرفت از تو کام خویش
ای روزگار قسمت این بیزبان کجاست ۵
صیاد آرزو بهوای تو پیر شد
ای طایر مراد ترا آشیان کجاست ۶
هرکس شناخت قدر مرا، قیمتم شکست
گوهرشناس بیغرضی در جهان کجاست ۷
امشب که یار مست بود در برت، کلیم
لب بر لبش گذار و ببین آن دهان کجاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳ - پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵ - زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.