هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا به موضوعاتی مانند ناامیدی، تلاش بیثمر، تقدیر، و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف مانند نهال بیثمر، شمع، و صدف، به بیان ناکامیها و دشواریهای زندگی میپردازد و بر اهمیت رهایی از وابستگیها تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
غزل ۲۰۸ - هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
دیده قدرشناسی بخریدار نداد ۱
تا امیدت نشود یأس براحت نرسی
این نهالیست که تا خشک نشد بار نداد ۲
شمع را بنگر و داد و دهش دهر ببین
هر که را داد زبان قوت گفتار نداد ۳
صحبتی نیست که آخر اثرش گل نکند
خنده را غیر گل زخم بسوفار نداد ۴
سالک راه حق از ترک علایق دیده است
آنقدر نفع که پرهیز به بیمار نداد ۵
هر که پیوند تعلق ز بد و نیک بردی
کاه در خانه او پشت بدیوار نداد ۶
تا ندامت بکفم چون صدف انگشت نهشت
بخت بد کار مرا عقده دشوار نداد ۷
نشئه باده نیابد ز سرش راه عروج
آن قدح نوش که دستار بخمار نداد ۸
وای بر حال عزیزان که درین قحط تمیز
هیچکس خار بهای گل بیخار نداد ۹
دهر کامت ندهد مفت که امید گلاب
تا نیامد بمیان آب بگلزار نداد ۱۰
تا نداد آب باین مزرعه از گریه کلیم
شعله سرسبز نگردید و شرر بار نداد ۱۱
دیده قدرشناسی بخریدار نداد ۱
تا امیدت نشود یأس براحت نرسی
این نهالیست که تا خشک نشد بار نداد ۲
شمع را بنگر و داد و دهش دهر ببین
هر که را داد زبان قوت گفتار نداد ۳
صحبتی نیست که آخر اثرش گل نکند
خنده را غیر گل زخم بسوفار نداد ۴
سالک راه حق از ترک علایق دیده است
آنقدر نفع که پرهیز به بیمار نداد ۵
هر که پیوند تعلق ز بد و نیک بردی
کاه در خانه او پشت بدیوار نداد ۶
تا ندامت بکفم چون صدف انگشت نهشت
بخت بد کار مرا عقده دشوار نداد ۷
نشئه باده نیابد ز سرش راه عروج
آن قدح نوش که دستار بخمار نداد ۸
وای بر حال عزیزان که درین قحط تمیز
هیچکس خار بهای گل بیخار نداد ۹
دهر کامت ندهد مفت که امید گلاب
تا نیامد بمیان آب بگلزار نداد ۱۰
تا نداد آب باین مزرعه از گریه کلیم
شعله سرسبز نگردید و شرر بار نداد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - خلق را دیدی دگر خواری چرا باید کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - دست خشک بخت من هر جا که تخم افکن شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.