هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر نگاهی عمیق به ناپایداریها و ناکامیهای زندگی است. شاعر با تصاویری مانند زلف نامهربان، ابر ناشاد، و گل بیباغبان، به بیوفایی دنیا و نادرستی انسانها اشاره میکند. همچنین، او از رنجهای عاشقانه و جستجوی ناکام برای رسیدن به کمال سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتزاعی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و ناپایداری دنیا نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۵ - دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
رو چشم بست و روی ترا در میان ندید ۱
هر چند خرمی جهان را سبب منم
مانند ابر هیچکسم شادمان ندید ۲
دامان من که قافله گاه سرشک بود
چیزی بغیر آتش ازین کاروان ندید ۳
آنکس که خودنمای بود مایه دار نیست
هرگز کسی گلی بسر باغبان ندید ۴
با آنکه بی نقاب تر از آفتاب بود
چون صبح از تبسم او کس نشان ندید ۵
کامی بغیر دانه بی آب اختران
صید اسیر در قفس آسمان ندید ۶
می کاهم از شکفتگی خویشتن مدام
شمعم که کس بهار مرا بیخوان ندید ۷
خامند سربسر همه ابنای روزگار
کس میوه رسیده درین بوستان ندید ۸
تا کی کلیم گریه کنی گاه دیدنش
کس ماه را همیشه در آب روان ندید ۹
رو چشم بست و روی ترا در میان ندید ۱
هر چند خرمی جهان را سبب منم
مانند ابر هیچکسم شادمان ندید ۲
دامان من که قافله گاه سرشک بود
چیزی بغیر آتش ازین کاروان ندید ۳
آنکس که خودنمای بود مایه دار نیست
هرگز کسی گلی بسر باغبان ندید ۴
با آنکه بی نقاب تر از آفتاب بود
چون صبح از تبسم او کس نشان ندید ۵
کامی بغیر دانه بی آب اختران
صید اسیر در قفس آسمان ندید ۶
می کاهم از شکفتگی خویشتن مدام
شمعم که کس بهار مرا بیخوان ندید ۷
خامند سربسر همه ابنای روزگار
کس میوه رسیده درین بوستان ندید ۸
تا کی کلیم گریه کنی گاه دیدنش
کس ماه را همیشه در آب روان ندید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۴ - بغیر از می کسی از عهده غم بر نمی آید
گوهر بعدی:غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.