هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین دربارهٔ درد هجران و فراق از معشوق است. شاعر از بیقراری دل، اشکهای بیپایان و یادآوری خاطرات معشوق میگوید و آرزو میکند که روزهای تاریک هجران به پایان برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و درد فراق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم شعر را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
غزل ۳۳۳ - دل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
دل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
با یک جهان لب تشنگی از آبحیوان بگذرد ۱
من راه هجران را بخود هرگز نمی دادم ولی
آتش ره خود واکند چون از نیستان بگذرد ۲
هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده ام
آری خرابی ظاهرست آنجا که طوفان بگذرد ۳
بیتو سر شکم بر کنار از بسکه ریزد چشم تر
دامان من گر بفشری آب از گریبان بگذرد ۴
هر موی بر اعضای من کوکو زند چون فاخته
هر گاه در دل یاد آن سر و خرامان بگذرد ۵
خواهم شب و روز توی خورشید و ماه روشنی
کاین تیره روزی بس شود شبهای هجران بگذرد ۶
خاک ره شاه جهان تاج سر خود می کنم
تا فرق بخت من کلیم از اوج کیهان بگذرد ۷
با یک جهان لب تشنگی از آبحیوان بگذرد ۱
من راه هجران را بخود هرگز نمی دادم ولی
آتش ره خود واکند چون از نیستان بگذرد ۲
هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده ام
آری خرابی ظاهرست آنجا که طوفان بگذرد ۳
بیتو سر شکم بر کنار از بسکه ریزد چشم تر
دامان من گر بفشری آب از گریبان بگذرد ۴
هر موی بر اعضای من کوکو زند چون فاخته
هر گاه در دل یاد آن سر و خرامان بگذرد ۵
خواهم شب و روز توی خورشید و ماه روشنی
کاین تیره روزی بس شود شبهای هجران بگذرد ۶
خاک ره شاه جهان تاج سر خود می کنم
تا فرق بخت من کلیم از اوج کیهان بگذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۲ - زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴ - نه بمی گرد کدورت از دل ما می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.