هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، امید، رنج‌های عشق و تسلیم در برابر سرنوشت می‌پردازد. شاعر از دل‌بستگی، درد عشق، و ناامیدی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که برخی چیزها، مانند سعادت ازلی، با تلاش به دست نمی‌آیند. همچنین، هشدار می‌دهد که رفتار نادرست می‌تواند باعث دوری دیگران شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۳۷۱ - لبم ز بستگی دل اگر چه وا نشود

لبم ز بستگی دل اگر چه وا نشود
چو لاله خون جگر خوردنم قضا نشود ۱

بیک لباس مقید مشو که ساختگیست
اگر گهی به تنت پیرهن قبا نشود ۲

دل ضعیف چنان جذبه قوی دارد
که تیر هیچ بلائی ازو خطا نشود ۳

کلید چاره و تدبیر تا نگردد گم
دری که بسته بروی امید وا نشود ۴

گرفته دامن غم می کشم بخانه دل
که جز بمهمان آرایش سرا نشود ۵

حدیث عشق تو با هیچکس نمی گویم
شرر ز آتش سودای ما جدا نشود ۶

کمند طره او بار یک جهان دل را
نمی تواند برداشت تا دو تا نشود ۷

سعادت ازلی را بکسب نتوان یافت
که زاغ از خورش استخوان هما نشود ۸

چنان مکن که کلیم از در تو پا بکشد
شکسته دل شده باری شکسته پا نشود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۰ - کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۲ - چو سایه گمرهی از ما جدا نخواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.