هوش مصنوعی: این متن عرفانی از عشق و وحدت وجود سخن می‌گوید، جایی که یار (معشوق الهی) با نور خود، صبر و هوش و جان عاشق را می‌رباید. شاعر در پرتو این نور، اسرار هستی را درک می‌کند و می‌فهمد که整个世界 مانند ذره‌ای از نور روی اوست. در این دیدگاه، دوست (خدا) هم عابد است هم معبود، هم مؤمن است هم ایمان، و همه چیز در وجود اوست. متن بر وحدت وجود و نقش نور الهی در هدایت موجودات تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند 'وحدت وجود' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۰۹ - یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود

یار با ما پرتوی از نور روی خود نمود
صبر و هوش و جان و دل زین عاشق بیدل ربود ۱

چون شدم فانی ز خود در پرتو آن نور ذات
گشت روشن بر من این اسرار از فضل و دود ۲

کین جهان چون ذره روشن ز آفتاب روی اوست
هم ز وی بوده همه ذرات را بود و نمود ۳

در مزایای مظاهر نیست ظاهر غیر دوست
اوست عابد اوست معبود اوست ساجد هم سجود ۴

اوست مؤمن اوست ایمان اوست کافر اوست کفر
طالب و مطلوب و شاهد اوست مشهود و شهود ۵

جمله ذرات را از ظلمت آباد عدم
رش نورش آورد بی شک به صحرای وجود ۶

جمله را حق موی پیشانی گرفته می کشد
بر صراط المستقیم از مؤمن و گبر و یهود ۷

حق چو فرمودست والله بکل شی محیط
پس نباشد هیچ کس را اندرین گفت و شنود ۸

چون اسیری هرکه شد واقف ز اسرار نهان
فارغ است از کفر و دین و رسته از جمله قیود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - چون نقاب زلف مشکین از جمال خود گشود
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - چو الطاف الهی رهبر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.