هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی بیانگر حالت عاشقانه و دیوانگی شاعر در عشق به معشوق الهی است. شاعر خود را مست شراب عشق و وصل میداند و از عقل و علم و عمل بیگانه شده است. او در خلوت و انجمن همواره با معشوق همخانه است و محتسب را از گمان بد برحذر میدارد. شاعر با دیدن حسن معشوق، شیدا و دیوانه شده و از مخاطب میخواهد برای یافتن گنج اسرار یقین، صدق پیشه کند و در دل ویرانهاش بجوید. در نهایت، شاعر خود را اسیری در کفر و دین میداند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۳۶۰ - ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه ام
ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه ام
در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام ۱
از ساغر و پیمان مگو امروز با ما کز ازل
مست شراب عشق او بی ساغر و پیمانه ام ۲
مست شراب وصل او دیدیم ذرات جهان
از جام وصل او نه من تنها کنون مستانه ام ۳
جان و دل غم پرورم تا آشنای عشق شد
از عقل و ز علم و عمل یکبارگی بیگانه ام ۴
تا خانه دل کرده ام خالی ز یاد غیر او
در خلوت و در انجمن دایم باو همخانه ام ۵
ای محتسب در حق ما تا کی گمان بدبری
من مست چشم اوستم نه از می میخانه ام ۶
تا حسن رویش دیده ام تابان شده چون مهر ومه
درتاب نور او چنین شیدائی و دیوانه ام ۷
گر گنج اسرار یقین خواهی که یابی بیگمان
گو صدق پیش آر و بجو اندر دل ویرانه ام ۸
تا جان بعشق مغبچه زنار ترسایی ببست
همچون اسیری دایما در کفر و دین مردانه ام ۹
در عشق و در شوریدگی در کاینات افسانه ام ۱
از ساغر و پیمان مگو امروز با ما کز ازل
مست شراب عشق او بی ساغر و پیمانه ام ۲
مست شراب وصل او دیدیم ذرات جهان
از جام وصل او نه من تنها کنون مستانه ام ۳
جان و دل غم پرورم تا آشنای عشق شد
از عقل و ز علم و عمل یکبارگی بیگانه ام ۴
تا خانه دل کرده ام خالی ز یاد غیر او
در خلوت و در انجمن دایم باو همخانه ام ۵
ای محتسب در حق ما تا کی گمان بدبری
من مست چشم اوستم نه از می میخانه ام ۶
تا حسن رویش دیده ام تابان شده چون مهر ومه
درتاب نور او چنین شیدائی و دیوانه ام ۷
گر گنج اسرار یقین خواهی که یابی بیگمان
گو صدق پیش آر و بجو اندر دل ویرانه ام ۸
تا جان بعشق مغبچه زنار ترسایی ببست
همچون اسیری دایما در کفر و دین مردانه ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - رندیم و ملامتی و بدنام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.