هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوع عشق الهی، وحدت وجود، و فنا در ذات حق میپردازد. شاعر از گذشتن از خودی و رسیدن به وصال معشوق حقیقی سخن میگوید و بیان میکند که با فنا در خداوند، کثرت جهان محو شده و وحدت آشکار میشود.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد که معمولاً از سنین بالاتر برخوردار است.
شماره ۴۱۰ - تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
چتر رفعت را بملک لامکان افراختیم ۱
چون ظهور کل او اول بنقش ما نمود
بار دیگر ما جهان را مظهر خود ساختیم ۲
شد نهان در پرده کثرت جمال وحدتم
تا نقاب عزت از غیرت برو انداختیم ۳
مابسودای وصال دوست در بازار عشق
نقد هستی در قمار نیستی در باختیم ۴
هرکه خالی کرد خود را از خودی مانند نی
از دم جانبخش او را در نفس بنواختیم ۵
چون شعاع نور وحدت گشت تابان بر دلم
نقش کثرت را ز لوح سینه وا پرداختیم ۶
تا تجلی کرد واجب نقش ممکن شد فنا
بی اسیری مایکی بودیم و دو نشناختیم ۷
چتر رفعت را بملک لامکان افراختیم ۱
چون ظهور کل او اول بنقش ما نمود
بار دیگر ما جهان را مظهر خود ساختیم ۲
شد نهان در پرده کثرت جمال وحدتم
تا نقاب عزت از غیرت برو انداختیم ۳
مابسودای وصال دوست در بازار عشق
نقد هستی در قمار نیستی در باختیم ۴
هرکه خالی کرد خود را از خودی مانند نی
از دم جانبخش او را در نفس بنواختیم ۵
چون شعاع نور وحدت گشت تابان بر دلم
نقش کثرت را ز لوح سینه وا پرداختیم ۶
تا تجلی کرد واجب نقش ممکن شد فنا
بی اسیری مایکی بودیم و دو نشناختیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۱ - من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.