هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر با وجود رنج‌ها و جفاهای معشوق، همچنان به عشق خود پایبند است و حتی رنج‌ها را شیرین می‌پندارد. همچنین، در ابیاتی به مفاهیمی مانند صبر، رضایت، و عدالت اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۸۶ - گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش

گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
و گر چه با منت آئین جفاست گو میباش ۱

بیا که گر گذرت بر دو چشم من باشد
چو خاک پای توأم توتیاست گو میباش ۲

اگر چه در بر کافور عارضت افعی است
ترا چو لعل زمرد نماست گو میباش ۳

بچین زلف چو شام تو مایلست دلم
شدن بجانب چین گر خطاست گو میباش ۴

اگر چه از من مسکین رقیب در خشم است
ترا نظر چو بعین رضاست گو میباش ۵

میان لیلی و مجنون مودتست و صفا
اگر میان عرب ماجراست گو میباش ۶

ز بهر دانه خالت همیشه مرغ دلم
بدام زلف تو گر مبتلاست گو میباش ۷

اگر چه ابن یمین را دل از تو پر درد است
چو لطف صاحبدیوان دواست گو میباش ۸

علاء دولت و دین صاحبی که از عدلش
ستم ز سیمبران گر رواست گو میباش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.