شماره ۱۱۶ - راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد

راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
پرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد

یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان
پرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد

آن خرامیدن دلجوی نگر بر لب جوی
سرو آن روز بدیدش که ز رفتار افتاد

غم ایام و لیالی ندهد راه بدل
هر که را کار بدان طره و رخسار افتاد

دیده دور از تو نیا سوددمی، خواب چسان
آید اکنون که بدیدار تواش کار افتاد

در خورشکر توام نیست بیانی چه زیان
که زبانم بلقای تو زگفتار افتاد

دام تزویر چه سازد دگر امروز نشاط
سبحه ای داشت که در خانه ی خمار افتاد
کانال گوهرین در ایتا
۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - ای مبارک شب فیروز امید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.