هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، وفاداری، صبر در برابر سختیها، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و تأکید میکند که ارزش عشق را تنها کسانی درک میکنند که صادقانه قدم برمیدارند. همچنین، به موضوعاتی مانند تحمل سختیها، اهمیت مهربانی، و نگاه عارفانه به جهان اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و وفاداری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶ - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را ۱
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را ۲
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را ۳
گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را ۴
خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را ۵
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را ۶
از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را ۷
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را ۸
آرزو میکندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را ۹
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همیبیند و عارف قلم صنع خدا را ۱۰
همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را ۱۱
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را ۱۲
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری ۱۳
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را ۱
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را ۲
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را ۳
گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را ۴
خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را ۵
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را ۶
از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را ۷
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را ۸
آرزو میکندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را ۹
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همیبیند و عارف قلم صنع خدا را ۱۰
همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را ۱۱
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را ۱۲
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۱۱۹۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - شب فراق نخواهم دواج دیبا را
گوهر بعدی:غزل ۷ - مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.