هوش مصنوعی:
این شعر از سعدی بیانگر درد و رنج عشق و فراق است. شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز جز وصال معشوق نمیتواند آرامش را به او بازگرداند. او حتی از تلخی زهر فراق سخن میگوید و آرزو میکند که روزی بتواند در آغوش معشوق قرار گیرد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند زهر و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
غزل ۱۶ - تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا ۱
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا ۲
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا ۳
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا ۴
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا ۵
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا ۶
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا ۱
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا ۲
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا ۳
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا ۴
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا ۵
سعدی اندر کف جلاد غمت میگوید
بندهام بنده به کشتن ده و مفروش مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۵۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵ - برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.