هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از گفتگوی خود با فردی پیر یاد میکند که از او پرسیده چرا در جوانی به فکر پیری نبوده و چرا با وجود سفیدی موهایش، هنوز به عشق و زیبایی دل بسته است. شاعر در پاسخ، به سادگی دل او اشاره میکند و میگوید که او از سخنان حکیمانه بیخبر است و مانند نقره که با تبدیل شدن به طلا از ارزشش کاسته نمیشود، انسان نیز باید از تجربیاتش درس بگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند گذر زمان و ارزش تجربیات، نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۵۴ - بتعییر دی گفت با من یکی
بتعییر دی گفت با من یکی
که میزیستی از نصیحت گران ۱
که پیری ترا در میان چون گرفت
چرا از جوانی نیی بر کران ۲
شدت سر سپید و نشد از دلت
سیاهی خال و خط دلبران ۳
بدو گفتم ای ساده دل اینقدر
ندانی ز گفتار دانشوران ۴
که با سیم اگر خیر و شرت بود
چو زر گشت کارت ز سیمین بران ۵
که میزیستی از نصیحت گران ۱
که پیری ترا در میان چون گرفت
چرا از جوانی نیی بر کران ۲
شدت سر سپید و نشد از دلت
سیاهی خال و خط دلبران ۳
بدو گفتم ای ساده دل اینقدر
ندانی ز گفتار دانشوران ۴
که با سیم اگر خیر و شرت بود
چو زر گشت کارت ز سیمین بران ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵٣ - ایخداوندی که اندر دفع فاقه جود تو
گوهر بعدی:شماره ۶۵۵ - با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.