هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سعدی بیانگر عشق عمیق و پایدار شاعر به معشوق است. شاعر از عشق اولیه خود که همچنان پابرجاست و حتی بیشتر شده، سخن میگوید. او از درد هجران و انتظار دیدار معشوق مینالد و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شاعر حتی حاضر است در راه عشق خود جان بدهد و این عشق را تا آخرین لحظه زندگی حفظ کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۳ - کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت ۱
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت ۲
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت ۳
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت ۴
گرم به گوشه چشمی شکسته وار ببینی
فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت ۵
بیایمت که ببینم کدام زهره و یارا
روم که بی تو نشینم کدام صبر و جلادت ۶
مرا هرآینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت ۷
اگر جنازه سعدی به کوی دوست برآرند
زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت ۸
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت ۱
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت ۲
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت ۳
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت ۴
گرم به گوشه چشمی شکسته وار ببینی
فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت ۵
بیایمت که ببینم کدام زهره و یارا
روم که بی تو نشینم کدام صبر و جلادت ۶
مرا هرآینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت ۷
اگر جنازه سعدی به کوی دوست برآرند
زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۹۶۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲ - معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.