خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از سعدی، احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی را بیان میکند. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر زندگی خود سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، عشق بیپایان و رنجهای ناشی از این عشق صحبت میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عشق الهی، صبر و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۱۳ - مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
مرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحراییست؟
قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییست ۱
کسی که روی تو دیدهست از او عجب دارم
که باز در همه عمرش سرِ تماشاییست ۲
امیدِ وصل مدار و خیالِ دوست مبند
گرت به خویشتن از ذکرِ دوست، پرواییست ۳
چو بر ولایتِ دل دست یافت لشکرِ عشق
به دست باش که هر بامداد، یغماییست ۴
به بوی زلف تو با باد، عیشها دارم
اگرچه عیب کنندم که بادپیماییست ۵
فَراغِ صحبتِ دیوانگان کجا باشد
تو را که هر خَمِ مویی، کمندِ داناییست؟ ۶
ز دستِ عشق تو هرجا که میروم دستی
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست ۷
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
وگرچه سرو، به صورت، بلندبالاییست ۸
تو را که گفت که حلوا دهم به دستِ رقیب؟
به دستِ خویشتنم زهر ده که حلواییست ۹
نه خاص در سرِ من، عشق در جهان آمد
که هر سری که تو بینی، رهینِ سوداییست ۱۰
تو را ملامتِ سعدی حلال کی باشد؟
که بر کناری و او در میانِ دریاییست ۱۱
قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییست ۱
کسی که روی تو دیدهست از او عجب دارم
که باز در همه عمرش سرِ تماشاییست ۲
امیدِ وصل مدار و خیالِ دوست مبند
گرت به خویشتن از ذکرِ دوست، پرواییست ۳
چو بر ولایتِ دل دست یافت لشکرِ عشق
به دست باش که هر بامداد، یغماییست ۴
به بوی زلف تو با باد، عیشها دارم
اگرچه عیب کنندم که بادپیماییست ۵
فَراغِ صحبتِ دیوانگان کجا باشد
تو را که هر خَمِ مویی، کمندِ داناییست؟ ۶
ز دستِ عشق تو هرجا که میروم دستی
نهاده بر سر و خاری شکسته در پاییست ۷
هزار سرو به معنی به قامتت نرسد
وگرچه سرو، به صورت، بلندبالاییست ۸
تو را که گفت که حلوا دهم به دستِ رقیب؟
به دستِ خویشتنم زهر ده که حلواییست ۹
نه خاص در سرِ من، عشق در جهان آمد
که هر سری که تو بینی، رهینِ سوداییست ۱۰
تو را ملامتِ سعدی حلال کی باشد؟
که بر کناری و او در میانِ دریاییست ۱۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲ - زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴ - دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.