هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید. او معشوق را به عنوان موجودی بینظیر و برخوردار از نعمتهای الهی توصیف میکند و بیان میدارد که هر کس حتی لحظهای با او همراه شود، دیگر هیچ آرزویی نخواهد داشت. شاعر همچنین از تنهایی و فراق معشوق سخن میگوید و از خداوند میخواهد که همه اسیران را نجات دهد، به جز کسی که اسیر زیبایی معشوق است. در نهایت، شاعر از شیدایی و عشق بیحد خود به معشوق سخن میگوید و عذر خود را برای این شیدایی بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق، عرفان و تنهایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای نوجوانان کمسنتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۱۲ - زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست
زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست
که از خدای بر او نعمتی و آلاییست ۱
هر آن که با تو دمی یافتست در همه عمر
نیافتست اگرش بعد از آن تمناییست ۲
هر آن که رای تو معلوم کرد و دیگربار
برای خود نفسی میزند نه بس راییست ۳
نه عاشقست که هر ساعتش نظر به کسی
نه عارفست که هر روز خاطرش جاییست ۴
مرا و یاد تو بگذار و کنج تنهایی
که هر که با تو به خلوت بود نه تنهاییست ۵
به اختیار شکیبایی از تو نتوان بود
به اضطرار توان بود اگر شکیباییست ۶
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست ۷
خلاص بخش خدایا همه اسیران را
مگر کسی که اسیر کمند زیباییست ۸
حکیم بین که برآورد سر به شیدایی
حکیم را که دل از دست رفت شیداییست ۹
ولیک عذر توان گفت پای سعدی را
در این لجم چو فروشد نه اولین پاییست ۱۰
که از خدای بر او نعمتی و آلاییست ۱
هر آن که با تو دمی یافتست در همه عمر
نیافتست اگرش بعد از آن تمناییست ۲
هر آن که رای تو معلوم کرد و دیگربار
برای خود نفسی میزند نه بس راییست ۳
نه عاشقست که هر ساعتش نظر به کسی
نه عارفست که هر روز خاطرش جاییست ۴
مرا و یاد تو بگذار و کنج تنهایی
که هر که با تو به خلوت بود نه تنهاییست ۵
به اختیار شکیبایی از تو نتوان بود
به اضطرار توان بود اگر شکیباییست ۶
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست ۷
خلاص بخش خدایا همه اسیران را
مگر کسی که اسیر کمند زیباییست ۸
حکیم بین که برآورد سر به شیدایی
حکیم را که دل از دست رفت شیداییست ۹
ولیک عذر توان گفت پای سعدی را
در این لجم چو فروشد نه اولین پاییست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۸۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.