هوش مصنوعی:
این متن یک نصیحت اخلاقی درباره اهمیت احترام و نیکی به والدین، به ویژه مادر و پدر، است. تأکید میکند که بدی کردن به والدین عواقب ناخوشایندی دارد و نیکی به آنها باعث سعادت در هر دو جهان میشود. همچنین، با مثالهایی از رفتارهای خوب و بد با والدین، نتایج هر یک را نشان میدهد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و مذهبی عمیق است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مثالها و تشبیهات نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط خانوادگی دارند.
شمارهٔ ۱۱۳ - حرمت پدر و مادر
بشنو از من نصیحتی که تو را
کار هر دو جهان شود به نظام
بد نخواهی که باشَدت هرگز
بد مکن خاصه با اولوالارحام
حق مادر نگاهدار و بترس
ز ایزد ذوالجلال و الاکرام
کانکه با مادر و پدر بد کرد
نبود جز همیشه دشمن کام
سنگ را از دوگانه فرزندست
آهن و آبگینه هر دو بنام
این یکی با پدر به حرمت زیست
راست چونانکه پیش خواجه غلام
نزند هیچ با پدر پهلو
نکند هیچ جز ز دور سلام
ور بخشمش طپانچه بزند
بشکندش از نهیب هفت اندام
لاجرم از برای خدمت او
چون به حرمت همی نمود قیام
آب کاصل حیات ما آمد
که بدو زنده اند جمله انام
قسم میراث او شد از پدرش
هم ز آب زلال و هم ز مدام
گاه بر دست ساقیی باشد
همچو سرو بلند و ماه تمام
گاه همبستر بنات الکرم
گاه همصحبت بنین کرام
گاه بر دست شه بود پایش
گاه لب بر لبی نهد می فام
نام در نام مهتران پیوست
تا که گویند در مثل جم و جام
باز آهن که خام طبعی کرد
راه دونان گرفت و خوی لئام
در پدر میکشد زبان هر وقت
با پدر جنگ باشدش مادام
پدر از دست او همی گه گاه
به غریبی فتد ز جای و مقام
زین سبب بچه بزاید ازو
تند و بی آب و تیز و بی آرام
آتشی اندرو زند که ازان
سوخته گردد ارچه باشد خام
هر چه کردست با پدر روزی
از پدر باز بیند او ناکام
تا ازین اعتبار گیرد عقل
تا بدانند این خواص و عوام
کانکه با بر والدین آمد
هست با عیش خرم و پدرام
وانکه او مادر و پدر آزرد
آتش دوزخش بود فرجام
کار هر دو جهان شود به نظام
بد نخواهی که باشَدت هرگز
بد مکن خاصه با اولوالارحام
حق مادر نگاهدار و بترس
ز ایزد ذوالجلال و الاکرام
کانکه با مادر و پدر بد کرد
نبود جز همیشه دشمن کام
سنگ را از دوگانه فرزندست
آهن و آبگینه هر دو بنام
این یکی با پدر به حرمت زیست
راست چونانکه پیش خواجه غلام
نزند هیچ با پدر پهلو
نکند هیچ جز ز دور سلام
ور بخشمش طپانچه بزند
بشکندش از نهیب هفت اندام
لاجرم از برای خدمت او
چون به حرمت همی نمود قیام
آب کاصل حیات ما آمد
که بدو زنده اند جمله انام
قسم میراث او شد از پدرش
هم ز آب زلال و هم ز مدام
گاه بر دست ساقیی باشد
همچو سرو بلند و ماه تمام
گاه همبستر بنات الکرم
گاه همصحبت بنین کرام
گاه بر دست شه بود پایش
گاه لب بر لبی نهد می فام
نام در نام مهتران پیوست
تا که گویند در مثل جم و جام
باز آهن که خام طبعی کرد
راه دونان گرفت و خوی لئام
در پدر میکشد زبان هر وقت
با پدر جنگ باشدش مادام
پدر از دست او همی گه گاه
به غریبی فتد ز جای و مقام
زین سبب بچه بزاید ازو
تند و بی آب و تیز و بی آرام
آتشی اندرو زند که ازان
سوخته گردد ارچه باشد خام
هر چه کردست با پدر روزی
از پدر باز بیند او ناکام
تا ازین اعتبار گیرد عقل
تا بدانند این خواص و عوام
کانکه با بر والدین آمد
هست با عیش خرم و پدرام
وانکه او مادر و پدر آزرد
آتش دوزخش بود فرجام
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱۲ - مردم سپاهان در زمان پیش
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱۴ - دل برده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.