هوش مصنوعی: این شعر از سعدی بیانگر بازگشت عشق و شادی پس از دورانی از سختی و ناامیدی است. شاعر از بازگشت دوست و صلح با بخت پیروز سخن می‌گوید و از عشق جوانی که دوباره به سراغش آمده، ابراز خوشحالی می‌کند. همچنین، او از بازگشت بهار و نوروز به رغم خزان و سختی‌های گذشته یاد می‌کند و از دوستان می‌خواهد که او را به خاطر این احساسات سرزنش نکنند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.

غزل ۲۱۵ - ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد

ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد
راست گویی به تن مرده روان بازآمد ۱

بخت پیروز که با ما به خصومت می‌بود
بامداد از در من صلح کنان بازآمد ۲

پیر بودم ز جفای فلک و جور زمان
باز پیرانه سرم عشق جوان بازآمد ۳

دوست بازآمد و دشمن به مصیبت بنشست
باد نوروز علی رغم خزان بازآمد ۴

مژدگانی بده ای نفس که سختی بگذشت
دل گرانی مکن ای جسم که جان بازآمد ۵

باور از بخت ندارم که به صلح از در من
آن بت سنگ دل سخت کمان بازآمد ۶

تا تو بازآمدی ای مونس جان از در غیب
هر که در سر هوسی داشت از آن بازآمد ۷

عشق روی تو حرامست مگر سعدی را
که به سودای تو از هر که جهان بازآمد ۸

دوستان عیب مگیرید و ملامت مکنید
کاین حدیثیست که از وی نتوان بازآمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.