هوش مصنوعی:
این متن شعری از سعدی است که در آن به موضوعات عشق، صبر، شوق، و تجربههای عاطفی اشاره میشود. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند آفتاب، ابر، و باغ به عنوان استعارههایی برای بیان احساسات و حالات درونی استفاده میکند. همچنین، به اهمیت عقل و شوق در زندگی و چالشهای عشق و دوستی پرداخته میشود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۱۶ - روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
گرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببند ۱
طفل گیا شیر خورد شاخ جوان گو ببال
ابر بهاری گریست طرف چمن گو بخند ۲
تا به تماشای باغ میل چرا میکند
هر که به خیلش درست قامت سرو بلند ۳
عقل روا مینداشت گفتن اسرار عشق
قوت بازوی شوق بیخ صبوری بکند ۴
دل که بیابان گرفت چشم ندارد به راه
سر که صراحی کشید گوش ندارد به پند ۵
کشته شمشیر عشق حال نگوید که چون
تشنه دیدار دوست راه نپرسد که چند ۶
هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر
بس که بخواهد شنید سرزنش ناپسند ۷
در نظر دشمنان نوش نباشد هنی
وز قبل دوستان نیش نباشد گزند ۸
این که سرش در کمند جان به دهانش رسید
مینکند التفات آن که به دستش کمند ۹
سعدی اگر عاقلی عشق طریق تو نیست
با کف زورآزمای پنجه نشاید فکند ۱۰
گرم ببود آفتاب خیمه به رویش ببند ۱
طفل گیا شیر خورد شاخ جوان گو ببال
ابر بهاری گریست طرف چمن گو بخند ۲
تا به تماشای باغ میل چرا میکند
هر که به خیلش درست قامت سرو بلند ۳
عقل روا مینداشت گفتن اسرار عشق
قوت بازوی شوق بیخ صبوری بکند ۴
دل که بیابان گرفت چشم ندارد به راه
سر که صراحی کشید گوش ندارد به پند ۵
کشته شمشیر عشق حال نگوید که چون
تشنه دیدار دوست راه نپرسد که چند ۶
هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر
بس که بخواهد شنید سرزنش ناپسند ۷
در نظر دشمنان نوش نباشد هنی
وز قبل دوستان نیش نباشد گزند ۸
این که سرش در کمند جان به دهانش رسید
مینکند التفات آن که به دستش کمند ۹
سعدی اگر عاقلی عشق طریق تو نیست
با کف زورآزمای پنجه نشاید فکند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۰۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵ - ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷ - آن را که غمی چون غم من نیست چه داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.