هوش مصنوعی:
این متن حماسی و رزمی، صحنهای از نبرد و جنگاوری را توصیف میکند. با طلوع آفتاب، جنگجویان از خواب بیدار میشوند و نبردی سخت آغاز میگردد. توصیفهای زندهای از درگیریها، شجاعت جنگجویان، و استفاده از سلاحهایی مانند سنگ، خشت، و گرز ارائه شده است. در نهایت، یک پهلوان دلیر با شکستن دروازهها و زنجیرها، پیروزی را رقم میزند.
رده سنی:
15+
این متن حاوی صحنههای خشونتآمیز و نبرد است که ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. همچنین، زبان و سبک آن پیچیده و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان آسانتر خواهد بود.
بخش ۴۹ - رفتن شهریار به پای قلعه سراندیب گوید
چو آمد به برج فلک آفتاب
سرهندی شب درآمد ز خواب ۱
رمید از سر سروران خواب شد
چو از آتش روز شد آب شد ۲
ز پائین کشیدند برباره شک
ز بالا رساندند برباره تنگ ۳
بهر در دلیری برآراست جنگ
بکین شیر گشتند همچون پلنگ ۴
به دروازه ها بسته بودند پیش
دلیران رزمی از اندازه بیش ۵
چنان از سراندیب برخاست جوش
که در دم بکردند مردم خروش ۶
دد و دام از آن جوش بگریختند
از آن دشت در کوه آویختند ۷
برافروخت از آتش کین سپهر
در او سوخت مانند پروانه مهر ۸
ز بالا چنان جنگ پیوسته شد
که گاو زمین را جگر خسته شد ۹
چنان سنگ از افراز آمد به زیر
که بارد زمین را هوا زمهریر ۱۰
ز بر خشت و ژوبین بد و تیر و سنگ
ز پائین سر و سینه و پشت و چنگ ۱۱
ز بالا بدی خشت و سنگ و سفال
بزیر سپر سینه و پشت و یال ۱۲
روان خون به خندق چو سیلاب شد
دل شیر گردان ز بیم آب شد ۱۳
بگشتند گردان هندی ز چنگ
بدیشان به بندیم از خشت و سنگ ۱۴
جهانجو سپهدار چون پیل مست
بغرید و آمد عمودش بدست ۱۵
به نزدیک کنده چو غرنده شیر
و یا همچو رعدیکه غرد دلیر ۱۶
فرود آمد از باره راهوار
نظر کرد بر باره اختصار ۱۷
ز ره دامنش بر میان زد چو شیر
از آن ژرف خندق بجست او دلیر ۱۸
به نزدیک در شد بر آورد گرز
که بنماید از کین یکی یال و برز ۱۹
ز بالا چو هیتال دید آن گریز
بدل گفت کامد کنون رستخیز ۲۰
چو دید آن چنان فتنه و شور جنگ
زدش او بسر بر سرافراز سنگ ۲۱
بهر چند سنگی که آمد بزیر
نپیچید رخ پهلوان دلیر ۲۲
همی دید از دور ارژنگ شاه
دمادم ز سر برگرفتی کلاه ۲۳
زبان برستایش بیاراستی
نشستی و ازجای برخاستی ۲۴
چنان تا به نزدیک دروازه کرد
برفت و بگرز گران دست برد ۲۵
در و بند و زنجیر درهم شکست
سرباره از بر درآورد پست ۲۶
بفرمود شه تا یلان دلیر
خروش آورند و زنندش به تیر ۲۷
به یک باره جوشان شدند آن سپاه
خروش دلیران برآمد به ماه ۲۸
نهادند رخ سوی آن پیلتن
برآمد خروشیدن مرد و زن ۲۹
سپر داشت بر سر سپهدار شیر
نه پیچید و برجای بودی دلیر ۳۰
سرهندی شب درآمد ز خواب ۱
رمید از سر سروران خواب شد
چو از آتش روز شد آب شد ۲
ز پائین کشیدند برباره شک
ز بالا رساندند برباره تنگ ۳
بهر در دلیری برآراست جنگ
بکین شیر گشتند همچون پلنگ ۴
به دروازه ها بسته بودند پیش
دلیران رزمی از اندازه بیش ۵
چنان از سراندیب برخاست جوش
که در دم بکردند مردم خروش ۶
دد و دام از آن جوش بگریختند
از آن دشت در کوه آویختند ۷
برافروخت از آتش کین سپهر
در او سوخت مانند پروانه مهر ۸
ز بالا چنان جنگ پیوسته شد
که گاو زمین را جگر خسته شد ۹
چنان سنگ از افراز آمد به زیر
که بارد زمین را هوا زمهریر ۱۰
ز بر خشت و ژوبین بد و تیر و سنگ
ز پائین سر و سینه و پشت و چنگ ۱۱
ز بالا بدی خشت و سنگ و سفال
بزیر سپر سینه و پشت و یال ۱۲
روان خون به خندق چو سیلاب شد
دل شیر گردان ز بیم آب شد ۱۳
بگشتند گردان هندی ز چنگ
بدیشان به بندیم از خشت و سنگ ۱۴
جهانجو سپهدار چون پیل مست
بغرید و آمد عمودش بدست ۱۵
به نزدیک کنده چو غرنده شیر
و یا همچو رعدیکه غرد دلیر ۱۶
فرود آمد از باره راهوار
نظر کرد بر باره اختصار ۱۷
ز ره دامنش بر میان زد چو شیر
از آن ژرف خندق بجست او دلیر ۱۸
به نزدیک در شد بر آورد گرز
که بنماید از کین یکی یال و برز ۱۹
ز بالا چو هیتال دید آن گریز
بدل گفت کامد کنون رستخیز ۲۰
چو دید آن چنان فتنه و شور جنگ
زدش او بسر بر سرافراز سنگ ۲۱
بهر چند سنگی که آمد بزیر
نپیچید رخ پهلوان دلیر ۲۲
همی دید از دور ارژنگ شاه
دمادم ز سر برگرفتی کلاه ۲۳
زبان برستایش بیاراستی
نشستی و ازجای برخاستی ۲۴
چنان تا به نزدیک دروازه کرد
برفت و بگرز گران دست برد ۲۵
در و بند و زنجیر درهم شکست
سرباره از بر درآورد پست ۲۶
بفرمود شه تا یلان دلیر
خروش آورند و زنندش به تیر ۲۷
به یک باره جوشان شدند آن سپاه
خروش دلیران برآمد به ماه ۲۸
نهادند رخ سوی آن پیلتن
برآمد خروشیدن مرد و زن ۲۹
سپر داشت بر سر سپهدار شیر
نه پیچید و برجای بودی دلیر ۳۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۳۰
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۸ - قسمت کردن شهریار دروازه ها به نامداران کوید
گوهر بعدی:بخش ۵۰ - پیدا شدن نقابدار سرخ پوش و جنگ او با شهریار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.