هوش مصنوعی: این شعر از سعدی بیانگر درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر از جفای دوستان و محبان شکایت می‌کند و از روزهای خوش گذشته یاد می‌کند. او تأکید می‌کند که محبت و مهر همچنان باقی است، اما دیگران از صحبت او دور شده‌اند. سعدی همچنین به نادانی طبیبان در درمان درد عشق اشاره می‌کند و از اسیران بی‌چاره در این راه یاد می‌کند. در نهایت، او از مجلس یاران و گریه شمع و خنده نظارگان سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفای دوستان و درد عشق نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.

غزل ۲۲۸ - کاروان می‌رود و بار سفر می‌بندند

کاروان می‌رود و بار سفر می‌بندند
تا دگربار که بیند که به ما پیوندند ۱

خیلتاشان جفاکار و محبان ملول
خیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند ۲

آن همه عشوه که در پیش نهادند و غرور
عاقبت روز جدایی پس پشت افکندند ۳

طمع از دوست نه این بود و توقع نه چنین
مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند ۴

ما همانیم که بودیم و محبت باقیست
ترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند ۵

عیب شیرین دهنان نیست که خون می‌ریزند
جرم صاحب نظرانست که دل می‌بندند ۶

مرض عشق نه دردیست که می‌شاید گفت
با طبیبان که در این باب نه دانشمندند ۷

ساربان رخت منه بر شتر و بار مبند
که در این مرحله بیچاره اسیری چندند ۸

طبع خرسند نمی‌باشد و بس می‌نکند
مهر آنان که به نادیدن ما خرسندند ۹

مجلس یاران بی ناله سعدی خوش نیست
شمع می‌گرید و نظارگیان می‌خندند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - آخر ای سنگدل سیم زنخدان تا چند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.