هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سعدی، عشق و محبت به معشوق را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که معشوق او بینظیر است و دیگران در مقایسه با او هیچ ارزشی ندارند. او از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و اشاره میکند که عشق او به معشوق آنقدر عمیق است که حتی خواب از چشمش رفته است. شاعر همچنین از زیبایی سخن و بیان معشوق تعریف میکند و آن را بینظیر میداند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۲۲۹ - پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند ۱
تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند
تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند ۲
آن که گویند به عمری شب قدری باشد
مگر آنست که با دوست به پایان آرند ۳
دامن دولت جاوید و گریبان امید
حیف باشد که بگیرند و دگر بگذارند ۴
نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس
که به شمشیر غمت کشته چو من بسیارند ۵
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب میگیرد و شهری ز غمت بیدارند ۶
بوالعجب واقعهای باشد و مشکل دردی
که نه پوشیده توان داشت نه گفتن یارند ۷
یعلم الله که خیالی ز تنم بیش نماند
بلکه آن نیز خیالیست که میپندارند ۸
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی
باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند ۹
تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت
بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند ۱۰
نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند ۱
تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند
تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند ۲
آن که گویند به عمری شب قدری باشد
مگر آنست که با دوست به پایان آرند ۳
دامن دولت جاوید و گریبان امید
حیف باشد که بگیرند و دگر بگذارند ۴
نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس
که به شمشیر غمت کشته چو من بسیارند ۵
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب میگیرد و شهری ز غمت بیدارند ۶
بوالعجب واقعهای باشد و مشکل دردی
که نه پوشیده توان داشت نه گفتن یارند ۷
یعلم الله که خیالی ز تنم بیش نماند
بلکه آن نیز خیالیست که میپندارند ۸
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی
باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند ۹
تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت
بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۹۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - کاروان میرود و بار سفر میبندند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - شاید این طلعت میمون که به فالش دارند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.