هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در مدح و ستایش یک شخصیت بزرگ و با فضیلت سروده شده است. شاعر از ویژگیهای اخلاقی، بزرگی، خردمندی و جود و بخشش این شخصیت سخن میگوید و او را به عنوان الگویی برتر توصیف میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عقل، هنر، بزرگی و رسالت دارد.
رده سنی:
15+
این متن به دلیل استفاده از زبان ادبی و مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک برخی از اشارات و استعارات موجود در متن ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
شمارهٔ ۵۰ - در مدح عبدالحمید احمد عبدالصمد
بیار ای پسر ای ساقی کرام
از آن شمع فتنه چراغ جام ۱
از آن لعل که زردی برد ز روی
از آن نوش که تلخی دهد به کام ۲
نه پای مهرش سوده از رکاب
نه فرق عرضش بوده با لگام ۳
ز گرمیش همه ساز عیش گرم
ز خامیش همه کار عقل خام ۴
از او بوده به هر کس از طرب رسول
برو برده زهر دل هوا پیام ۵
به طبع اندر چون طبع سازگار
به جان اندر چون جان شاد کام ۶
خرد نعمت صاحب شناختیش
اگر خوردن او نیستی حرام ۷
عمید ملک آن کس که چشم ملک
بدو ننگرد الا به احترام ۸
بزرگی که گهر شد بدو بزرگ
تمامی که هنر گشت از او تمام ۹
«کفایت که در او مایه دید داد
به هشیاری او کارها نظام » ۱۰
رسالت که بدو طفل . . .
ز بیداری او حد احتلام ۱۱
اجل چون بکشد تیغ کارزار
حسودش بود آن تیغ را نیام ۱۲
«امل گر بنهد بار آرزو
پسر باشد عبدالحمید نام » ۱۳
اگر مال کفش را نه دشمن است
چرا زو به تلف خواهد انتقام ۱۴
طمع ز ایراورا ز جود او
به شخص اندر زرین کند عظام ۱۵
ایا گشته مخالف ترا مطیع
و یا داده زمانه ترا زمام ۱۶
چه گویم که به دریای مدح تو
همی غرقه شود کشتی کلام ۱۷
ز همتای تو در شاه راه دهر
شد آمد نگشته است والسلام ۱۸
همی تا نبود باد کند رو
همی تا نشود خاک تیزگام ۱۹
ز نعمت به تو بادا مهین رسول
ز دولت به تو بادا بهین پیام ۲۰
تو از بخت رسیده بکام خویش
رهی نیز رسیده ز تو بکام ۲۱
از آن شمع فتنه چراغ جام ۱
از آن لعل که زردی برد ز روی
از آن نوش که تلخی دهد به کام ۲
نه پای مهرش سوده از رکاب
نه فرق عرضش بوده با لگام ۳
ز گرمیش همه ساز عیش گرم
ز خامیش همه کار عقل خام ۴
از او بوده به هر کس از طرب رسول
برو برده زهر دل هوا پیام ۵
به طبع اندر چون طبع سازگار
به جان اندر چون جان شاد کام ۶
خرد نعمت صاحب شناختیش
اگر خوردن او نیستی حرام ۷
عمید ملک آن کس که چشم ملک
بدو ننگرد الا به احترام ۸
بزرگی که گهر شد بدو بزرگ
تمامی که هنر گشت از او تمام ۹
«کفایت که در او مایه دید داد
به هشیاری او کارها نظام » ۱۰
رسالت که بدو طفل . . .
ز بیداری او حد احتلام ۱۱
اجل چون بکشد تیغ کارزار
حسودش بود آن تیغ را نیام ۱۲
«امل گر بنهد بار آرزو
پسر باشد عبدالحمید نام » ۱۳
اگر مال کفش را نه دشمن است
چرا زو به تلف خواهد انتقام ۱۴
طمع ز ایراورا ز جود او
به شخص اندر زرین کند عظام ۱۵
ایا گشته مخالف ترا مطیع
و یا داده زمانه ترا زمام ۱۶
چه گویم که به دریای مدح تو
همی غرقه شود کشتی کلام ۱۷
ز همتای تو در شاه راه دهر
شد آمد نگشته است والسلام ۱۸
همی تا نبود باد کند رو
همی تا نشود خاک تیزگام ۱۹
ز نعمت به تو بادا مهین رسول
ز دولت به تو بادا بهین پیام ۲۰
تو از بخت رسیده بکام خویش
رهی نیز رسیده ز تو بکام ۲۱
وزن:
مفاعیل مفاعیل فاعلن
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۱
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۹ - در مدح ابوسعید بابو
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۱ - در مدح علاء الدوله ابوسعد سلطان مسعود بن سلطان ابراهیم بن سلطان مسعود بن محمود بن سبکتکین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.