هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری خود سخن میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت میکند. او از رقبای عشقی و جفاهای آنان میگوید و آرزو میکند که نزد معشوق باشد، اما تقدیرش این اجازه را نمیدهد. شاعر همچنین به تفاوت بین خود و دیگران اشاره میکند و وفاداری خود را برجسته میسازد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رقابت عشقی و تقدیر ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۴۹ - این جا شکری هست که چندین مگسانند
این جا شکری هست که چندین مگسانند
یا بوالعجبی کاین همه صاحب هوسانند ۱
بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی
کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند ۲
ای قافله سالار چنین گرم چه رانی
آهسته که در کوه و کمر بازپسانند ۳
صد مشعله افروخته گردد به چراغی
این نور تو داری و دگر مقتبسانند ۴
من قلب و لسانم به وفاداری و صحبت
و اینان همه قلبند که پیش تو لسانند ۵
آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت
چون صبح پدیدست که صادق نفسانند ۶
و آنان که به دیدار چنان میل ندارند
سوگند توان خورد که بی عقل و خسانند ۷
دانی چه جفا میرود از دست رقیبت
حیفست که طوطی و زغن هم قفسانند ۸
در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
میگویمت از دور دعا گر برسانند ۹
یا بوالعجبی کاین همه صاحب هوسانند ۱
بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی
کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند ۲
ای قافله سالار چنین گرم چه رانی
آهسته که در کوه و کمر بازپسانند ۳
صد مشعله افروخته گردد به چراغی
این نور تو داری و دگر مقتبسانند ۴
من قلب و لسانم به وفاداری و صحبت
و اینان همه قلبند که پیش تو لسانند ۵
آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت
چون صبح پدیدست که صادق نفسانند ۶
و آنان که به دیدار چنان میل ندارند
سوگند توان خورد که بی عقل و خسانند ۷
دانی چه جفا میرود از دست رقیبت
حیفست که طوطی و زغن هم قفسانند ۸
در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
میگویمت از دور دعا گر برسانند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.