هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر عشق و وفاداری بی‌حد خود را به معشوق بیان می‌کند. او از فداکاری و ایثار خود سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که هیچ چیز در وجودش نیست که تحت تأثیر عشق به معشوق نباشد. شاعر حتی مرگ را نیز به خاطر بقای معشوق می‌پذیرد و خود را همچون پروانه‌ای می‌داند که در آتش عشق معشوق می‌سوزد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۶۰ - من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود

من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود
سر نه چیزیست که شایسته ی پای تو بود ۱

خرم آن روی که در روی تو باشد همه عمر
وین نباشد مگر آن وقت که رای تو بود ۲

ذره‌ای در همه اجزای من مسکین نیست
که نه آن ذره معلق به هوای تو بود ۳

تا تو را جای شد ای سرو روان در دل من
هیچ کس می‌نپسندم که به جای تو بود ۴

به وفای تو که گر خشت زنند از گل من
همچنان در دل من مهر و وفای تو بود ۵

غایت آنست که ما در سر کار تو رویم
مرگ ما باک نباشد چو بقای تو بود ۶

من پروانه صفت پیش تو ای شمع چگل
گر بسوزم گنه من نه خطای تو بود ۷

عجبست آن که تو را دید و حدیث تو شنید
که همه عمر نه مشتاق لقای تو بود ۸

خوش بود ناله ی دلسوختگان از سر درد
خاصه دردی که به امید دوای تو بود ۹

ملک دنیا همه با همت سعدی هیچست
پادشاهیش همین بس که گدای تو بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۲۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - ناچار هر که صاحب روی نکو بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.