خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از مستی و هشیاری، ارزش خود و دیگران، رازهای پنهان زندگی، فتنهها و مشکلات، و رابطهی عاشق و معشوق سخن میگوید. او از رازداری، رحمت الهی و پیچیدگیهای عشق و زندگی مینویسد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و مسائل اخلاقی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۴ - در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
نهفتم قدر خود تا قیمت یاران شود پیدا ۱
فلک ای کاش بردارد ز روی کارها پرده
که نقد زاهدان و جنس میخواران شود پیدا ۲
ز سیل فتنه چون در ورطه افتد زورق هستی
در آن طوفان سرانجام سبکباران شود پیدا ۳
هوای ذره پروردن ندارد آفتاب من
که استعداد هر یک زین هواداران شود پیدا ۴
اگر معشوق نگشاید گره از گوشه ی ابرو
هزاران عقده در کار گرفتاران شود پیدا ۵
بدور چشم مستت باده می نوشند و می ترسم
که ناگه فتنه یی در بزم میخواران شود پیدا ۶
شراب لعل در جامست و من در سجده سهوست این
گذارم گر عذار لاله رخساران شود پیدا ۷
فغانی باده پنهان خور که حق از غایت رحمت
نمی خواهد که کردار گنهکاران شود پیدا ۸
نهفتم قدر خود تا قیمت یاران شود پیدا ۱
فلک ای کاش بردارد ز روی کارها پرده
که نقد زاهدان و جنس میخواران شود پیدا ۲
ز سیل فتنه چون در ورطه افتد زورق هستی
در آن طوفان سرانجام سبکباران شود پیدا ۳
هوای ذره پروردن ندارد آفتاب من
که استعداد هر یک زین هواداران شود پیدا ۴
اگر معشوق نگشاید گره از گوشه ی ابرو
هزاران عقده در کار گرفتاران شود پیدا ۵
بدور چشم مستت باده می نوشند و می ترسم
که ناگه فتنه یی در بزم میخواران شود پیدا ۶
شراب لعل در جامست و من در سجده سهوست این
گذارم گر عذار لاله رخساران شود پیدا ۷
فغانی باده پنهان خور که حق از غایت رحمت
نمی خواهد که کردار گنهکاران شود پیدا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - خیز و چراغ صبح کن ماه تمام خویش را
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.